{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

(پارت۱۰)
ویو_
دستشو زیر چونش گذاشته بود یکمم خم شده بود چاک سینش معلوم بود داشت دیوونم میکرد وسط حرفام همش حواسم میرفت سمت سینه های لعنتیش
اون لعنتیم بلند شده بود دیگه نمیتونستم تاحملش کنم از رو صندلی بلند شدم)
+: کجا میری؟؟
_: صبر کن....
ویو_
رفتم سمت اتاق یه تیشرت مشکی برداشتم و اوردم
_: برو تو اون اتاق اینو تنت کن(عصبی و سرد حالت)
+: ا.. اخه چرا این که خوبه
_: فقط بروو(داد)
+: ب... باشه
(+رفت توی اتاق لباسشو عوض کردو اومد)
+: خیلی بزرگه کوچیک تر نداشتی؟؟ لباس دوست دخترته؟؟ اینقدر گنده بوده؟؟(خنده)
_: دوست دختر نداشتم لباسم مال خودمه
+: ااااا که اینطور خب بگو بقیه قانوناتو
_: بشین
+: اوهوم
_: اگر خاستی بری بیرون بهم میگی بدون اجازه نمیری بیرون از خونه، من صبحانه رو ساعت هشت میخورم ناهارم ساعت دو نیم و شام ساعت یازده و بیشتر وقتا شبا خابم نمیبره دیر میخابم بعضی وقتاهم ساعت شیش هفت صب خابم میبره
+: خب منم باید بیدار بمونم؟
_: نه نمیخاد ببین میگم احمقی
+: اا تو چند سالته؟
_: بیستو هشت تو نوزده سالته اره؟
+: تو امار منو از کجا در اوردی از کجا میدونی؟
_: به هر حال تو ادمی هستی که قراره مال من باشه پس باید راجبت یه چیزایی بدونم چرا اینقدر برات عجیبه
+: چرا برا تو اینقدر عادیه؟ اینکه یه نفر راجبت چیزیایی که مهمن و هرکسی نمیدونه روبدونه عجیبه و ترسناکه
_:(خنده) بهش عادت کن بچه جون... خب
اشپزی بلدی؟
+: اوهوم
_: خوبه میتونی الان چیزی درست کنی؟؟؟
+: الان..؟؟
_: اره
+: اخه الان که ساعت دوازدهه شام نخوردی مگه
_: نه درگیر اون دوستت و البطه خودت
+: خب.. چی میخای بخوری؟
_: هرچی میخای درست کن میخورم میرم دوش بگیرم
+: ااا..... خب باشه تو گوشت میخوری؟؟؟
_: اره چرا مگه خودت نمیخوری؟؟
+: اا نه من دوست دارم
_: به خاطر همین اینقدر کوچولویی
+: الان میتونم برم تو اشپزخونه؟؟
_: اره خدمتکارا از ساعت یازده به بعد دیگه میرن
+:اوهوم
(_رفت حموم و+رفت توی اشپزخونه شروع کرد غذا درست کردن گوشتارو خورد کرد و تفت داد و هویج و جلبک وکدو رو خورد کرد و با نودل تفت داد و غذا ها اماده شد گوشت رو کنار غذای_ ریخت و رفت توی اتاقی که _ توش داشت دوش میگرفت)
(حموم توی اتاقه)
ویو+.....

(همایت؟؟ 🎀
دیدگاه ها (۰)

(پارت۱۱)ویو+وارد اتاق شدم سمت حموم رفتم و در زدم و... +: اا ...

(پارت۱۲)ویو_اینقدر کیوت غذا میخورد که دلم میخاست لپاشو موقع...

(پارت۹)_: یکیش مال منه یکیشم مال توعه قبلا فقط یکی بود+: م.....

(پارت۸)رئیس: تو خودت قبول کردی که باهامون بیای از الان به بع...

وقتی نمیزاشتی …

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط