ات ویو :

ات ویو :
ساعت ۱۲ هست نیومده بلند شدم رفتم شرکت دیدم همه چراغا خاموشه رفتم سراغ نگهبانی گفتم من زن جونگ کوک هستم کی رفته
نگهبان:از کجا بفهمم ؟
ات: بفرمایید کارام
نگهبان :متاسفم که اینجوری گفتم
ات:مشکلی نیست
نگهبان :ایشون ساعت ۶ رفتن
ات ویو:
وات اونکه گفت شرکت میمونه شاید رفته خونه تهیونگ زنگ زدم بهش
ته:الو
ات:الو ته کوک اونجاست؟
ته:نه چیزی شده
ات:کوک گفت دیرتر میاد خونه که پرونده ها رو کامل کنه ولی هنوز نیومده نگهبانم میگه که ساعت ۶ رفته
ته :الان میام
ات:میام دنبالت
ته: باشه
ادمین عشقتون:خلاصه ات رفت دنبال ته و با هم رفتن دنبال کوک همه جا رو گشتن و گوشیشیم خاموش بود
صبح:
ات ویو:بلند شدم دیدم کوک کنارم خوابیده بیدارش کردم
ات:بانی بیدار شو دیگههه
کوک:سلام (سرد)
ات:کوکی دیشب کجا بودی می‌دونی چقدر نگرانت شدم ؟
کوک:خب که چی(سرد)
ات:همین کوک نمیخوای مثل هر روز بغلم کنی باهم غذا بخوریم و باهام سرد حرف نزنی؟
کوک:اون مال گذشته هست(سرد)
ات:تو چت شده ها مگه اذیتت کردم ؟ حتی برات شیرموز بستنی هم درست کردم که خیلی دوست داری که وقتی خستته بخوری بعد نگهبان شرکت میگه ساعت ۶ رفتی
کوک :اوکی ات بیا طلاق بگیریم
ات:چیی(گریه)
کوک: من یکی دیگه رو دوست دارم
ات : (گریه)
کوک:امروز جدا میشیم
ادمین گلتون: کوک وسایلشو جمع کرد رفت خونه لونا(عوق دختره ی چندش و....)
ات ویو:
زنگ زدم به دوستام و اومدن پیشم تا دل داریم بدن
پرش زمانی به ماه بعد :
ادمین کیوتتون: توی این مدت هیچ اتفاقی نیفتاد فقط لونا و کوک همش باهم خوب بودن اتم توی این مدت همش گریه میکرد و ناراحت بود تا اینکه....
دیدگاه ها (۰)

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

فیک کوک فصل ²پارت ⁶ویو لناقرار بود امشب من کوک رو بعد از مدت...

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط