{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوک:بیا اینجا به کنارش رو تخت اشاره کرد.رفتم بغلش نشستم.ک

کوک:بیا اینجا به کنارش رو تخت اشاره کرد.رفتم بغلش نشستم.کوک:خب از این به بعد پیش خودم میخوابی ات:چرا کوک:خب چون من اینطوری راحت ترم.ات:چشم کوک:لطفا راحت حرف بزن ات:چش..باش
کوک:افرین دختر خوب و موهامو نوازش کرد کوک:میخوای بخوابی؟ به نظرم خسته باشی چون کل روز عمارتو تمیز کردی ات:اره خیلی خوابم میاد کوک:پس بیا دراز بکشیم بخوابیم ات:با هم؟ کوک:اره(خنده) کوک دراز کشید:بیا اینجا بع بغلش اشاره کرد رفتم بغلش دراز کشیدم بغلم کرد و خوابیدیم ادامه دارد.
دیدگاه ها (۳)

های من جئون جونگ کوکم 25 سالمه داخل یک شرکتم کار میکنم وبا ک...

ات ویو :ساعت ۱۲ هست نیومده بلند شدم رفتم شرکت دیدم همه چراغا...

وقتی رسیدیم به لبه استخر کمرمو ول کرد و اومد کنارم نشست.اون ...

اشپزخونه رو تمیز کردم و رفتم سمت اتاقا درا رو تک به تک باز م...

کوک: ببخشید زیاد روی کردم خیلی گشنم بود ات: کوک لبم رو حس نم...

نفرتی به نام عشقپارت: ۲۳کوک: بیا بریم غذا بخوریم، بعدش فیلمت...

شب تولدم پارت 25همه داشتن به عمارت نگاه میکردن رفتم و سلام ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط