کوکبیا اینجا به کنارش رو تخت اشاره کردرفتم بغلش نشستمک
کوک:بیا اینجا به کنارش رو تخت اشاره کرد.رفتم بغلش نشستم.کوک:خب از این به بعد پیش خودم میخوابی ات:چرا کوک:خب چون من اینطوری راحت ترم.ات:چشم کوک:لطفا راحت حرف بزن ات:چش..باش
کوک:افرین دختر خوب و موهامو نوازش کرد کوک:میخوای بخوابی؟ به نظرم خسته باشی چون کل روز عمارتو تمیز کردی ات:اره خیلی خوابم میاد کوک:پس بیا دراز بکشیم بخوابیم ات:با هم؟ کوک:اره(خنده) کوک دراز کشید:بیا اینجا بع بغلش اشاره کرد رفتم بغلش دراز کشیدم بغلم کرد و خوابیدیم ادامه دارد.
کوک:افرین دختر خوب و موهامو نوازش کرد کوک:میخوای بخوابی؟ به نظرم خسته باشی چون کل روز عمارتو تمیز کردی ات:اره خیلی خوابم میاد کوک:پس بیا دراز بکشیم بخوابیم ات:با هم؟ کوک:اره(خنده) کوک دراز کشید:بیا اینجا بع بغلش اشاره کرد رفتم بغلش دراز کشیدم بغلم کرد و خوابیدیم ادامه دارد.
- ۲.۰k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط