part4
part4
«پوزش بابت تأخییر »
که همهشون به من نگاه کردم و من گفتم
+س..س..سلامم(لبخند کیعوت)
*بچه ها این ات ی پری و از خون اشاما میترسه من اوردمش که باهم دوست شیم(خنده خرگوشی)
بعد شروع کردن به معرفی
~سلام من کیم نامجونم
@سلام من ورد واید هنداسامم
*جین خودتو درست معرفی کن😂
@ایششش باشه من کیم سوکجینم میتونی بهم بگی جین
!سلامممممم من جیهوپممممممم میتونی صدام کنی هوپی(خنده،خوشحالیی)
٪سلاممممم من جیمینممم
^سلامم من کیم تهیونگم میتونی صدام کنی ته(🎀)
*منم جونگوکم دیگه میشناسیم 😂
+ با همههه خوشبختمم فکر نمیکردم خون اشاما انقدر مهربون البته…جذاب باشن🎀
* راستیی ات اونو میبینی که داره توپ مینداره؟ اون مین یونگی
+اره اونو وقتی امدم دیدمش خیلی ادمه سردیه
همه خندیدن که جیمین گفف
٪نه ات اون خیلی مهربونه ولی با غریبه ها یکم سرده و از پری ها…متنفر نیست فقط ازشون خوشش نمیاد
+عجب ..اهااا راستی اون دختر. کی بود اهااا یونا اره اون کیه؟
همه ی لحظه خندشون محو شد
^عاا ات بهت دارم هشدار میدم اصلا نزدیکش نشو اون ی هرزه و سلیطس (عصبی)
+چرا ؟
*آت اون از یونگی خوضش میاد خیلی دوسش داره ولی یونگی ازش متنفرهههه ولی یونا اگه ببینه کسی باهاش گرم گرفته فرداش دیگه نمیاد دانشکده
+ی حورایی ترسیدم ولی من خیلی قویم ولش
داشتم فکر میکردم که یکی گف
-هعی پری کوچولو که خیلی قویه؟
با صداش تومتر پریدم اونور
+اوه..یونگی ..
-چی؟؟ چجور جرئت مردی یونگی صدام بزنی؟
*هعی هیی یونگی اون دیگه دوست ماست
_چیی؟؟؟
که ی لحظه یونا امد داخل
=ددیی کجاییی(عشوه)
که چشمش خورد به ما که منم از لحبازی رفتم پیش یونگی
+پیشولیی کیوتتتم
-تعجب
که یونگی تلپپورت ذهنی کرد
تو ذهنشون
-چیکار داری میکنیی؟
+ببخشید یونگی میخوام یکم اون دختره رو اذیت کنم همراهیم میکنی؟
-اوکیولی بعدش دارم برات
-جونم پری کوچولوم ؟
+میخواستم خرف بزنم که یونا امد حولم داد و خوردم زمین
-هعیییی مین یوناا چی کار میکنییی
*هیییی یونا چیکار میکنییی
=اههه چرا به این دختره هر$@زه اهمیت مدیدد(عشوهه،عصبی)
*هرزه که تویی
ویو یونگی
دیدم یکی داره گریه میکنه وقتی سرمو برگردوندم دیدم ات نمیدونم جرا وای خیلی عصبی شدم و ی سیلییی ابب داررر زدم به صورت یونا و رفتم پیش ات
-پری کوچولو خوبی؟ (نگرانمندیتتب)
احساس کردم دیتم هیس شده وقتی دستمو دیدم دیم داره از سره ات خون میاد و سریععع براید بغلش کردم که….
دوستان میدونم خیلیی کم حمایت میشه ولی خوب من میزارم 🥺💔
«پوزش بابت تأخییر »
که همهشون به من نگاه کردم و من گفتم
+س..س..سلامم(لبخند کیعوت)
*بچه ها این ات ی پری و از خون اشاما میترسه من اوردمش که باهم دوست شیم(خنده خرگوشی)
بعد شروع کردن به معرفی
~سلام من کیم نامجونم
@سلام من ورد واید هنداسامم
*جین خودتو درست معرفی کن😂
@ایششش باشه من کیم سوکجینم میتونی بهم بگی جین
!سلامممممم من جیهوپممممممم میتونی صدام کنی هوپی(خنده،خوشحالیی)
٪سلاممممم من جیمینممم
^سلامم من کیم تهیونگم میتونی صدام کنی ته(🎀)
*منم جونگوکم دیگه میشناسیم 😂
+ با همههه خوشبختمم فکر نمیکردم خون اشاما انقدر مهربون البته…جذاب باشن🎀
* راستیی ات اونو میبینی که داره توپ مینداره؟ اون مین یونگی
+اره اونو وقتی امدم دیدمش خیلی ادمه سردیه
همه خندیدن که جیمین گفف
٪نه ات اون خیلی مهربونه ولی با غریبه ها یکم سرده و از پری ها…متنفر نیست فقط ازشون خوشش نمیاد
+عجب ..اهااا راستی اون دختر. کی بود اهااا یونا اره اون کیه؟
همه ی لحظه خندشون محو شد
^عاا ات بهت دارم هشدار میدم اصلا نزدیکش نشو اون ی هرزه و سلیطس (عصبی)
+چرا ؟
*آت اون از یونگی خوضش میاد خیلی دوسش داره ولی یونگی ازش متنفرهههه ولی یونا اگه ببینه کسی باهاش گرم گرفته فرداش دیگه نمیاد دانشکده
+ی حورایی ترسیدم ولی من خیلی قویم ولش
داشتم فکر میکردم که یکی گف
-هعی پری کوچولو که خیلی قویه؟
با صداش تومتر پریدم اونور
+اوه..یونگی ..
-چی؟؟ چجور جرئت مردی یونگی صدام بزنی؟
*هعی هیی یونگی اون دیگه دوست ماست
_چیی؟؟؟
که ی لحظه یونا امد داخل
=ددیی کجاییی(عشوه)
که چشمش خورد به ما که منم از لحبازی رفتم پیش یونگی
+پیشولیی کیوتتتم
-تعجب
که یونگی تلپپورت ذهنی کرد
تو ذهنشون
-چیکار داری میکنیی؟
+ببخشید یونگی میخوام یکم اون دختره رو اذیت کنم همراهیم میکنی؟
-اوکیولی بعدش دارم برات
-جونم پری کوچولوم ؟
+میخواستم خرف بزنم که یونا امد حولم داد و خوردم زمین
-هعیییی مین یوناا چی کار میکنییی
*هیییی یونا چیکار میکنییی
=اههه چرا به این دختره هر$@زه اهمیت مدیدد(عشوهه،عصبی)
*هرزه که تویی
ویو یونگی
دیدم یکی داره گریه میکنه وقتی سرمو برگردوندم دیدم ات نمیدونم جرا وای خیلی عصبی شدم و ی سیلییی ابب داررر زدم به صورت یونا و رفتم پیش ات
-پری کوچولو خوبی؟ (نگرانمندیتتب)
احساس کردم دیتم هیس شده وقتی دستمو دیدم دیم داره از سره ات خون میاد و سریععع براید بغلش کردم که….
دوستان میدونم خیلیی کم حمایت میشه ولی خوب من میزارم 🥺💔
- ۱.۲k
- ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط