{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داداش گربه ای پارت ۱۰

داداش گربه ای پارت ۱۰


از دید فیو
من ....من دیگه بر نمی گردم ( دروغغغغغ )
یهو صدای موتور دراکنو شنیدم بهش نگاه نکردم تا نفهمه دارم گریه میکنم
دراکن : فیومی ....فیومی خودتی
اومد جلوم
دراکن : چرا داری گریه می‌کنی ؟ چرا این وقت شب اینجایی ؟با چیفیو دعوات شده ؟
فیو : ن .....نه فقط خواستم ....... هوا بخورم
درا : این وقت شب ؟
فیو : شبا بیشتر اینطوریم
دراکن : چرا راستشو نمیگی
فیو : چون نمیتونم
دراکن : سوار شو
فیو : ک .....جا
درا : بیا
سوار شدم ولی نه نه مایکی نباید منو با این سرو وضع ببینههه
خواستم از اونجا برم که دراکن نذاشت
درا : مطمئنم تنها کسی که الان باهاش راحتی مایکیه
فیو : ولی
درا : ولی یو اما اگر نداریم
کشون کشون بردن تو
( من : دراکن
درا : بله
من : ممنون که فیو رو آوردی
درا : خواهش و منم ممنونم که بهم خبر دادی
من : خواهش )
وقتی مایکی درو باز کردو منو دید بغلم کرد
مایکی : چی شده؟ چرا زیر چشات قرمزه ؟ چرا گریه کردی ؟
فیو : نمیتونم ......نمیتونم بگم ( بچه ها فیو میو و میکو و نیتسوها همشون اخلاقشون مثل همه ولی بعضیاشون کرم ریزن مثل میکو و همشونم درونگران )


ببخشید کوتاه شد
دیدگاه ها (۱۹)

ممنون 🥹

ممنون 🥹

ببخشید بچه ها اون یکی دستم خورد ارسال شو ادامش اینجاسالمایت ...

ستاره ی زرد پارت ۴ خیلی خوشحالمممممممممیتسوری: بالاخره یه دو...

پارت ۳۶:به خاطر اوتاکه : اخه چرا باید این کار رو بکنه ؟کازوت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط