{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی درخواستی

چند پارتی درخواستی

هوا داشت تاریک می‌شد و عطر شام داغی که در آشپزخانه آماده می‌کردی، در تمام خانه پیچیده بود. امشب مهمان داشتی و دلت می‌خواست همه چیز عالی باشد. هیچ‌کس خبر نداشت که پارک جیمین، ستاره‌ی درخشان دنیای کی‌پاپ، همین چند دقیقه پیش در همین خانه، پشت در اتاق خوابت، با لبخندی که همیشه قلبت را به تپش می‌انداخت، منتظر تو بود. او قرار بود امشب هم مهمان خانه‌ی تو باشد، یک مهمان ویژه که رازتان را می‌دانست.

صدای زنگ در آمد. مهمان‌ها رسیده بودند. عجله داشتی تا لباسی راحت‌تر و در عین حال شیک بپوشی. به سمت اتاق خواب رفتی و در را پشت سرت بستی. داشتی دکمه‌های بلوزت را باز می‌کردی که ناگهان، در اتاق بدون هیچ درنگی باز شد. مات و مبهوت ایستادی. کسی نبود جز جیمین. با چشمانی که گشاد شده بود، به تو زل زده بود.

جیمین با صدایی که کمی لرزش داشت، گفت: «عزیزم میگم… اوه، داری لباس عوض می‌کنی؟» نگاهش روی تو ثابت مانده بود. «زل می‌زنه بهت.»

نفس عمیقی کشیدی و سعی کردی خونسرد باشی. «اگه نگاه کردنت تموم شد، حرفتو بزن.»

جیمین پلک زد، انگار تازه از خوابی عمیق بیدار شده باشد. «امم… چیزه. چقدر خوشگلی… امم، اصلا برای چی اومده بودم؟»

با لبخندی که سعی می‌کردی کنترلش کنی، جواب دادی: «خب؟»

جیمین جلوتر آمد، لبخند شیطنت‌آمیزی روی لبش بود. «وایسا ببینم! اصلا چرا درو باز گذاشته بودی؟ نمی‌گی یکی میاد تو؟ یکی بجز من ها؟!» نگاهش دوباره روی تو ثابت ماند و لبخندی زد که همزمان عاشقانه‌ و کمی اخم‌آلود بود. «باید وقتی لباس عوض می‌کنی، درو قفل کنی، ها!»
دیدگاه ها (۰)

پارت دو چند پارتی درخواستی جیمینبا چشمانی که هنوز کمی گرد شد...

اهنگشو میخواممم😭😭

خر شلدهذرفدغپغذححگ🎀

خیلی دوست داشتم این لایو رو ببینم 😭😭😭

ازدواج قرار دادی ۷۰

پسری که قلبم رو برد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط