پیراهنت در باد می رقصید
پیراهنت در باد می رقصید
من ماندم و عطر هوای تو
باران گرفت و خیس شد مویت
وای از شب بی انتهای تو
دریک خیابان رفتنت گم شد
دنبال ردی از تو می گردم
باید که پیدایت کنم امشب
باید به دنیای تو برگردم
اشکی به روی صورت شیشه
یک شیشه از بغضی ترک خورده
زیر لحاف ابریش مهتاب
انگار بعد از رفتنت مرده
من میکشم نعشی به روی دوش
کاش این تن بی روح من باشم
یک عمر بعد رفتنت از خود
چون تکه های ابر می پاشد
من ماندم و عطر هوای تو
باران گرفت و خیس شد مویت
وای از شب بی انتهای تو
دریک خیابان رفتنت گم شد
دنبال ردی از تو می گردم
باید که پیدایت کنم امشب
باید به دنیای تو برگردم
اشکی به روی صورت شیشه
یک شیشه از بغضی ترک خورده
زیر لحاف ابریش مهتاب
انگار بعد از رفتنت مرده
من میکشم نعشی به روی دوش
کاش این تن بی روح من باشم
یک عمر بعد رفتنت از خود
چون تکه های ابر می پاشد
- ۱.۲k
- ۱۹ بهمن ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط