{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیراهنت در باد می رقصید

پیراهنت در باد می رقصید
من ماندم و عطر هوای تو
باران گرفت و خیس شد مویت
وای از شب بی انتهای تو

دریک خیابان رفتنت گم شد
دنبال ردی از تو می گردم
باید که پیدایت کنم امشب
باید به دنیای تو برگردم

اشکی به روی صورت شیشه
یک شیشه از بغضی ترک خورده
زیر لحاف ابریش مهتاب
انگار بعد از رفتنت مرده

من میکشم نعشی به روی دوش
کاش این تن بی روح من باشم
یک عمر بعد رفتنت از خود
چون تکه های ابر می پاشد
دیدگاه ها (۹)

همیشه دلم خواسته بدانم...لحظه‌های تو بی من...چطور می گذرد؟وق...

دنیایِ این روزای من هم قد تنپوشم شده اینقدر دورم از تو که دن...

تمام دلتنگے هاےدنیارویڪجا مےخرمتاڪسے بجز مندلــــــش برایت ت...

دوستت دارم عزیزم ، دلبر زیبای من آشنای هر شب من ، عاشق شیدای...

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

نمیبخشمت p.11

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۸: سکوتِ ناگفته‌هاسوآ هنوز همون‌جا ایستاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط