{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حیرتم را بیشتر کن تا بپرسم کیستم

حیرتم را بیشتر کن تا بپرسم کیستم
آنکه در آیینه می بیند مرا من نیستم

سایه ای رقصنده بر دیوار پشت آتشم
جز گمان هست، چیزی نیست هست و نیستم

خاطرات رفته را چون خواب می بینم ولی
کاش در جایی به جز کابوس خود می زیستم

در مقامات تحیر جای استدلال نیست
عقل می خواهد که من هرگز نفهمم چیستم

آسیابی در مسیر رود عمرم ! صبر کن
روزی از تکرار این بیهودگی می ایستم.
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

حیرتم را بیشتر کن تا بپرسم کیستم آنکه در آیینه می بیند مرا م...

حیرتم را بیشتر کن تا بپرسم کیستمآنکه در آیینه می بیند مرا من...

حیرتم را بیشتر کن تا بپرسم کیستم؟آنکه در آیینه می بیند مرا م...

حیرتم را بیشتر کن تا بپرسم کیستمآنکه در آیینه می بیند مرا من...

حیرتم را بیشتر کن تا بپرسم کیستمآنکه در آیینه میبیند مرا من ...

خاطرات رفته را چون خواب میبینم ولی، کاش درجایی به جز کابوس خ...

خاطرات رفته را چون خواب می بینم ولیکاش در جایی به جز کابوس خ...

خاطرات رفته را چون خواب میبینم ولیکاش در جایی به جز کابوس خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط