{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بہ عمه گفت ؛ گمــانـــم پدر نمیداند...

بہ عمه گفت ؛ گمــانـــم پدر نمیداند...
به گریھ گفت؛ عزیزم! چرا ...خبر دارد!

از آنچه بر تو گذشته است کربلا تا شام
تنش جدا و سرش هم جدا خبر دارد
دیدگاه ها (۱)

.کاش می شد که ببافند کمی مویم راآب و آیینه بیارید پدر می آید...

••سوگند خورده اند كه قربانيت شوندمن مطمئنم آبرويم را نميبرند...

سخت است که روضه در وصف دختری باشدحالا تصور کن به دستش هم سری...

یارقیه‌جانمبابا خودت گفتی شبیه مادرم باشمن مثل زهـرا مادرت آ...

به کمک عمه‌جونتبچه‌هارو خوابوندمتو سخت‌ترین شام غریبون عالم#...

پارت ۳ساعت ۷ عصر_تهیونگ:همینطور ساکت نشسته بودم و به گفت و گ...

دستش‌که‌به‌آب‌خوردبه‌یادنصیحت‌پدر ..چنان‌سراسیمه‌بازگشت‌که‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط