{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هشتمین_آرزو

هشتمین_آرزو
پارت 3
ویو جیهوپ:
وفتی ات رو دیدم خیلی از رفتار خودمون و اعضا ناراحت شدم واقعا رفتارمون خوب نبود اون یکی از اعضا گروه ماست ولی بقیه اصلا گروه رو هشت نفره نمی دونن.
موقعیت :سالن تمرین
نامجون:
بچها واقعا خیلی غذا خوردیم خیلی سنگین شدم.
راستی هوپی هیونگ چرا از وقتی که اومدیم اینقدر ناراحت شدی؟
تهیونگ:
چیزی نیست بابا الکی شلوغش نکنید.
که یهو در باز شد و ات اومد توی سالن تمرین توی یک لحظه همه ساکت شدن.
دوباره تمرین شروع شد ولی با این تفاوت که ات احساس خستگی و بدن درد داشت.
یک لحظه دیگه نتونست خودش رو تحمل بکنه باش لیز خورد و توی چرخش دنس افتاد زمین.
شوگا:
ات خیلی بیشتر باید حواست رو جمع کنی.
ات: ولی من...
نامجون:
ولی بی ولی
و...
دیدگاه ها (۰)

وایی پشمام موند خودم ریختم

هشتمین_آرزوپارت2:ویو ات:بعد از اون حرف تهیونگ خیلی ناراحت شد...

هشتمین_آرزوپارت 1ویو ات:یه مدت میشد که به عنوان عضو هشتم بی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط