{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اهوی من

اهوی من
پارت ۷۸

(چشامو باز کردم)
ک دیدم کنار خیابون با انا افتادیم و گوشیمو انداختن بالایی سرم بدنم درد میکرد گوشی رو ورداشتم زنگ زدم به اراد

(اراد)
داشتم گریه میکردم ک گوشیم زنگ خورد شماره ناشناس بود ورداشتم ک صدای اهو رو شنیدم

اهو:اراد نمدونم کجاییم منو انا افتادیم کنار خیابون
اراد:همونجا وایسین من الان پیداتون میکنم

رفتم مخفیگاه سریع گوشی اهو رو هک کردم دیدم توی ازادراه ماشینمو ورداشتم اسحله هم ورداشتم رفتم بعد از ۲ ساعت رسیدیم ک دیدم اهو انا رو بغل گرفته نشسته رفتم سمتش ک پرید بغلم

اهو:اراد خسته شدم میخوام اهو قبلی باشه
اراد:حالا پاشو انارو بده من

(اهو)
انا رو دادم دست اراد اراد هم منو کول کرد و گذاشت تو ماشین‌ راه افتادیم اراد فقط دستمو گرفته بود هیچ حرفی نمزد

اهو:چند وقته ک من گم شدم؟
اراد:حدود یک ماه
اهو:یک ماهههههه(باداد)
اراد:مگه فکر کردی چند وقته گم شدی؟
اهو:چیزی یادم نمیاد فقط یادم میخوابیدم بلند میشدم یکی چرت پرت میگفت باز میخوابیدم
اراد:چی چرت پرتی؟
اهو:ما ادم فضاییم ولی این صحنه برام ۱۰۰ بار تکرار شد هی اون دختر میومد من رفتم جای پنجره غش کردم اون پسر امد چرت پرت گفت من غش کردم و همینا هی تکرار میشد داشتم دیوونه میشدم
اراد:نکنه کسی طلسمت کرده
اهو:نمدونم اراد فقط اینک میخوام به اهو قبل برگردم

بعد از دوساعت رسیدم خونه ک ارسلان پارسا غزل پریدن تو بغلم

پارسا:خبی دورت بگردم بلایی ک سرت نیاوردن
اهو:خوبم بابایی بلایی ک سرم اوردن ولی فعلا میشه بغلت کنم خیلی خسته ام
پارسا:بیا بغلم
غزل:ما اینجا بوقیم باشه من رفتم
غزل ک با ناراحتی داشت میرفت پارسا دستشو گرفت و اوردن تو بغلش
پارسا:شما بوق نیستی شما عشق منی

ارسلان به سمت اراد رفت
ارسلان:اراد تو عشق منی بیا بغلم پسرم بدو
اراد:بغل تو چندش اقا نمیام
ارسلان:باید بیایی
بعد اراد بغل کرد


(دروز بعد)
(اهو)
من تو این دوروز خوب استراحت کردم انا هم کم کم داشت چهار دست پا میرفت نمدوستم خوشحال باشم یا ناراحت دلم زندگی قبلیمو میخواست نه زندگی جدیدو
بلند شدم رفتم به سمت پنجره ک باد نسیمی میومد اشک هامو باد نسیم میبورد با خودش به خودم امدم ک دیدم هوا تاریک شده انا هم به شدت داره گریه میکنه.....
دیدگاه ها (۲)

اهوی من پارت ۷۹ انا رو بغل کردم رفتم تو اشپزخونه دیدم ارسلان...

اهوی من پارت ۸۰ (اونا ک نفهمیدن یکی اهو رو طلسم کرده و اونو ...

اهوی من پارت ۷۷ (اهو) خواب اراد داشتم میدیدم ک یکی سرمو شروع...

اهوی من پارت ۷۶ (دوهفته بعد) (اراد) الان دوهفته که اهو انا گ...

از زبان باکوگو واکیلا رو بغل کردم بردم تو اتاق شروع کردم له ...

Plan Aویو تام: اروم رفتم سمتش جوری که منو نبینه دوتا دستاشو...

My uncle (part 25)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط