{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اهوی من

اهوی من
پارت ۷۹

انا رو بغل کردم رفتم تو اشپزخونه دیدم ارسلان داره غذا درست میکنه

اهو:ارسلان اراد پارسا غزل کجان
ارسلان اصلا جوابمو نداد ک دوباره تکرار کردم ولی بازم جوابی بهم نداد رفتم بزنم به شانش که دیدم دستم از توش رد شد از جلوی ایینه رد شدم ولی تو ایینه دیده نمشدم ترسیدم انا هم دیده نمشد صدای در امد دیدم اراد پارسا غزل لباس مشکی پوشیدن غزل پارسا زیر بغل اراد گرفتن دارن میارن تو خونه اراد درازش کردن رو مبل

غزل:اراد اینجوری نکن با خودت ماهم اندازه تو ناراحتیم حالا سرنوشت اینجوری بوده
اراد:این چی سرنوشتی ک اهو منو ازم گرفت منم میخوام برم پیش اهو
پارسا:تو باید قوی باشی دخترتو بزرگ کنی
اراد:بخاطر اون دختر اهو مرد من دختری ک مادرشو کشت نمخوام
غزل:اون طفلک چی گناهی کرده خب اهو تحمل زایمان نداشت گناه داره دیگ نگو اینجوری
اراد:من اون بچه رو بدون اهو نمخوام

(فلش بک موقع ک اهو به سمت پنجره رفت)
(اهو)
نمدونم چم شده بود روحم رفته جای دیگ من مرده بودم سر زایمان نمدونم چم شده بود داشتم دیوانه میشدم هی به گذشته اینده میرفتم

(اراد)
از سرکار امدم ک دیدم اهو یک گوشه دیوار داره با ناخون هاش گج هایی دیوار رو میکنه دستش هاش خونی شده بود
رفتم سمتش ک هولم داد

اهو:نیاااا برو تو کی
اراد:ارادم شوهرت اهو
اهو:شوهرم تو تصادف مرد
اراد:من زندم اهو نکن دست هات خونی شده بگو چیشده
اهو:نمدونم همیش میرم گذشته اینده دارم دیوونه میشم....
دیدگاه ها (۸)

اهوی من پارت ۸۰ (اونا ک نفهمیدن یکی اهو رو طلسم کرده و اونو ...

اهوی من پارت ۸۱ ارشارام:من نیاز به تمرکز دارم تا امشب براتون...

اهوی من پارت ۷۸(چشامو باز کردم) ک دیدم کنار خیابون با انا اف...

اهوی من پارت ۷۷ (اهو) خواب اراد داشتم میدیدم ک یکی سرمو شروع...

معشوقه وحشی

I need you're body part 18ویو نیلا آقای لمپارد رفت و من یه ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط