{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفت

قلبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفته است

رفته و چقدر زود از یاد برده که

نگاهی بی صبرانه منتظر نگاه های اوست

که چقدر آغوشی تشنه ی بغل های اوست

و این قلب دیوانه ی من باید رنج بکشد و

صبوری کند

تا از یاد ببرد صاحبش را

تا عشقی که سراسر وجودش را به لرزه می انداخت را فراموش کند

و فراموش کند که روزی کسی بود

که برایش زندگی بود!!!!!
دیدگاه ها (۳)

شیرین ترین سم مهلک است بوسه هایت و من.... چقدر دلم خودکشی می...

نشانی از تو ندارم امانشانی ام را برای تو می نویسمدرعصرهای ان...

به نگاه گستاخ مردم این شهر بگووقتی کسی تا خرخره در سیگار فرو...

تو را با چه رنگی توصیف کنم؟؟؟سبز , قرمز , آبی...چقدر زیبایی....

part:1

یک عصر تابستان

part7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط