اردو پارت

اردو پارت ۸
ویو ات:
سر و کمرم درد میکرد چشممو باز کردم دیدم تو اتاق کوک بودم گندش بزنن
+چرااااااااااااااااااااا(جیغ)
رفتم درو باز کنم دیدم قفله
+اجوماااااا(داد)
دیدم جواب نمیده
+جونگ کوککک(داد بلند تر)
هیچ کس نمیاد خدایااااا
ساعت ۲ شب ویو ات:
وایی گشنمه تشنمه حوصلم سر رفته کلی اتاق کوک رو گشتم تا یه قلم کاغذ پیدا کردم دارم طراحی میکنم حتی نمیدونم چی دارم میکشم خوابم نمیاد یهو قفل در باز شد کوک اومد داخل خودشو انداخت رو تخت اهمیت ندادم
_چرا؟
+ها؟
_ چرا میخواستی فرار کنی اینجا چی واست کم گذاشتم تمام سعیمو کردم که وقتی عصبیم می‌کنی خودمو کنترل کنم آب غذا همشو دادم بهت اگه میخواستم باهات یکم مثل بقیه رفتار کنم صد درصد الان مرده بودی ...من هنوز عاشقتم لعنتی هنوز دوست دارممم(داد)
چیزی نداشتم بگم ساکت بودم رو صندلی نشسته بودم کاغذ و مداد دستم بود اومد اونا رو از دستم گرفت براید بغلم کرد بردم رو تخت سرشو کرد تو سینم دستمو انداخت دور خودش
_فقط بزار یکم آرامش داشته باشم ... لطفاً
هیچی نگفتم و خوابیدم صبح با حس خیسی رو صورتم از خواب پریدم

لطفا نظراتتون رو بگید اگر دوست دارید ادامه بدم💕✨
دیدگاه ها (۱)

اردو پارت ۷ویو کوک:ات تو اتاقم بود هنوز به هوش نیومده بود من...

اردو پارت ۶ویو ات:که یهوو گوشیش زنگ خورد گوشیشو بر داشت........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط