نمیخواهم قدرم را بدانی
نمیخواهم قدرم را بدانی
بعد از روزها و ماهها و سالها
بعد از جدایی و تنهایی
نمیخواهم مدتها پس از
عادت کردن به تنهایی
دوباره به سراغم بیایی
و بگویی که هیچ کس مثل تو نبود و نشد
نمیخواهم بعد از له شدنم
بعد از سر به سنگ خوردنت
بعد از بی حرمت شدن عشق
بعد از ماهها و سالها دست دیگران را گرفتن
و بعد از دیر شدن
با بوی نفس و عطر دیگری به سراغ دستانم بیایی
اگر عشق ، عشق بود
به این آسانی نمیرفتی
اگر عشق، عشق بود
دستان دیگری را جایگزین دستانم نمیکردی
به حرمت عشق
دیگر نمیخواهم اینگونه بازگشت را
زمانی میخواستم و حرمت داشت که
قدر میدانستی و بهترینم میدانستی...!!!!!!
بعد از روزها و ماهها و سالها
بعد از جدایی و تنهایی
نمیخواهم مدتها پس از
عادت کردن به تنهایی
دوباره به سراغم بیایی
و بگویی که هیچ کس مثل تو نبود و نشد
نمیخواهم بعد از له شدنم
بعد از سر به سنگ خوردنت
بعد از بی حرمت شدن عشق
بعد از ماهها و سالها دست دیگران را گرفتن
و بعد از دیر شدن
با بوی نفس و عطر دیگری به سراغ دستانم بیایی
اگر عشق ، عشق بود
به این آسانی نمیرفتی
اگر عشق، عشق بود
دستان دیگری را جایگزین دستانم نمیکردی
به حرمت عشق
دیگر نمیخواهم اینگونه بازگشت را
زمانی میخواستم و حرمت داشت که
قدر میدانستی و بهترینم میدانستی...!!!!!!
- ۲۶۶
- ۱۲ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط