{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
دیگر عادت کردم به نبودنت .....!
دیگر عادت کردم به نوشتن رمان هایی که شخصیت اصلی اش تویی .....!
دیگر عادت کردم با آهنگ هایی که دوست داری گریه کنم ......!
دیگر عادت کردم با شنیدن نامت بی هوا گریه کنم ....!
دیگر عادت کردم تو رو تو لحظه لحظه ی زندگیم ببینم ....!
یگر عادت کردم با دیدن نامت بر روی درو دیوار بی صدا اشک بریزم .....!
دیگر عادت کردم به لباس های مشکی ، به روز شمار هایی که نبودنت را به رخم می کشد .....!
دیگر عادت کردم نباشی ....!
دیگر عادت کردم ..... !
دیدگاه ها (۲)

.اینجا جهنمی در راه استبوی سوختهٔ خیانتاز شانه‌های شبشُر می‌...

نه کســـــــی میفهمد،نه صدایـــــــی دارد!!!!چوب تنبـــــــی...

.هیــس !کــــمی آرامــــتـــر تنـــــها شــــوبی صـــــدا تـ...

...ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﺮﮐﺲ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻧﮑﻦ ... ﺻﺒﺮ ﮐﻦ ﺻﺒﺮ ﮐﻦ !ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ ﺳﺎﻝ...

سلام...چطورید دخترام؟؟دخترا الان ساعت00:13هستش و من تازه یچی...

سلام خانومیاخب...فکر کنم دیگه وقتشه حرف آخرمو بزنم نمیدونم.....

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹³آروم نزدیک تخت رفتم.لب‌هام می‌لرزید.ب...

اوه، اوه، قلب عزیز من،این دوری سخته؟اوه، اوه، قلب عزیز من،بگ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

به مناسبت تولد "RM"

TEN YEARS OLD LOVE ⁵

لحظه ی دیدار با تو درخواستی سلام🫡 خب من یه مدت فیک نوشتم ب...

part : 53chapter : 2وقتی که به جای ویلیام .. استیو کنارم نشس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط