{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part 7
ا،ت ویو
از خواب بیدار شدم رفتم تو آشپزخونه که یهو زنگ خونه خورد استرس گرفتم از پنجره نگاه کردم فهمیدم جیمین ترسیدم در و وا کنم رفتم پشت در
جیمین: ا،ت در و وا کن کاریت ندارم
ا،ت: خواهش میکنم ولم کن.
جیمین: ا،ت من تورو به چشم به برده نمی‌بینم من عاشقت شدم خواهش میکنم در و وا ا،ت کن نمیدونم چرا ولی در رو وا کردم تا در باز شد با چهره اعصبانی جیمین مواجه شدم جیمین اومد تو از موهام گرفت و برم تو ماشین کل راه فقط گریه کردم و همش جیمین بهم میگفتی خفه شو وارد خونه شدم دوباره. از موهام گرفت و بودم تو یه اتاق قرمز توش ملی وسیله شکن. ،،جه بود که یهو لخ،،،تم کرد و گفت باید ادب بشی
ا،ت : جیمین تو قول دادی کاری باهام نمیکنی
جیمین: یهو خندید و شلا،،قو برداشت و بهم ضربه میزد که یهو صدای شیکمم در اومد چون از صبح گشنه بودم و هیچی نخورده بودم که جیمین دوبار تک خنده ای کردو گفت گشنته
برین کامنت ها💜
دیدگاه ها (۳)

Part 8 جیمین ویو بعد از این که ا،ت رفت دستشویی رالا هم خواس...

Part 9ا،ت ویو صبح با سوزش زیادی روی بدنم بیدار شدم تا چشامو ...

Part 6که یهو یه دختره زشت اومد داخل یه لباس خیلی باز پوشیده...

دقیقا🥺😭😔🥀🖤💔

صبح ویو جیمین از خواب بیدار شدم دیدم ا،ت تو بغلمه خیلی خوشحا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط