{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح امروز کسی گفت به من: تو چقدر تنهایی!

صبح امروز کسی گفت به من: تو چقدر تنهایی!
گفتمش در پاسخ: تو چقدر نادانی! تن من گر تنهاست، دوستانی دارم، همه از جنس بلور که دعایم گویندو دعاشان گویم ، یادشان در دل من، قلبشان منزل من.
دیدگاه ها (۳)

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

عاشقانه های شبنم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

نام=)سایه مافیا### پارت دوازدهم: مرهمِ برآمده از تیغسکوتی سن...

dark life = 27

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط