چند روزی ست که بازی شروع شده
چند روزی ست که بازی شروع شده
یک روز به اتاقم خواهی آمد
دفتر شعرم رامیبینی
که روی میز، کنار مبل افتاده
وجنازه ای که
آرام وراحت به دور از هیچ دغدغه ای
به خواب اَبدی فرو رفته است
جنازه من است....
همه حرف هایم
را در قالب شعر برایت نوشته ام
آنها را میخوانی
خط به خط....
من همه حرف هایم را به تو خواهم زد
ولی کمی دیر شده
تو دیگر نمیتوانی جوابم را بدهی
وآن روز
روزی ست که
تو بازی را خواهی باخت...
یک روز به اتاقم خواهی آمد
دفتر شعرم رامیبینی
که روی میز، کنار مبل افتاده
وجنازه ای که
آرام وراحت به دور از هیچ دغدغه ای
به خواب اَبدی فرو رفته است
جنازه من است....
همه حرف هایم
را در قالب شعر برایت نوشته ام
آنها را میخوانی
خط به خط....
من همه حرف هایم را به تو خواهم زد
ولی کمی دیر شده
تو دیگر نمیتوانی جوابم را بدهی
وآن روز
روزی ست که
تو بازی را خواهی باخت...
- ۷۱۲
- ۰۷ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط