{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

the other side of the world

the other side of the world
part : ²
.
.
.
𝓽𝓱𝓮 𝓸𝓽𝓱𝓮𝓻 𝓼𝓲𝓭𝓮 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝔀𝓸𝓻𝓵𝓭
‌‌‌    ∩_∩ („• ֊ •„) •━━∪∪━━•


<<نویسنده >>
کوک حالا به اون قلعه رفته بود . خیلی دارک بود اونجا . ترسیده بود . مردم میگفتن اون قلعه ، قلعه ی یک شیطان بوده ولی هیچکس نمیدونه که اسم اون شیطان چی بوده یا چه شکلی بوده . یکدفعه کوک چند تا ، تابلو عکس میبینه . عکس ها از ادم های مختلف بودن . عکس یه پسر زیبایی رو میبینه . خیلی خوشگل بود .

<<کوک >>
وای چه پسر زیبایی . خیلی خوشگله .

<< نویسنده >>
درسته کوک از اون پسر خوشش اومده بود . کوک دستشو زد به اون تابلو . یکدفعه دید توی یک دنیای دیگه هست .

<< کوک >>
خدای من ! اینجا کجاست ؟ حتما دارم توهم میزنم . خدیا چه قصر زیبایی چه قشنگه !

<< نویسنده >>
یکدفعه یه پری ظاهر شد .

جیمین : سلام خیلی خوش اومدی به دنیای موازی . من یه پریه راهنما هستم . اسمم جیمین هست . تو اومدی توی زمان های قبل . یا میتونی اسمشو بزاری برگشتی به زندگیه قبلیت . تو یه فرشته هستی که امروز 100 سالش میشه . تو یه فرشته هستی . در این دنیا شیطانی وجود دارد به نام تهیونگ . او 200 سال سن دارد . حالا به این قانون ها دقت کن . 1 _ تو یک فرشته هستی و هرگز نباید طرف شیطان را بگیری . 2 _ هیچوقت سمت قلعه شیطان نمیری . 3 _ از خودت و فرشته های دیگر محافظت کن . 4_ عاشق شیطان نشو .

<< نویسنده >>
اولش کوک تو شوک بود . ولی بعدش از توضیحات جیمین فهمید چه نقشی دارد یا چه کسی هست و کجا هست .


𝓽𝓱𝓮 𝓸𝓽𝓱𝓮𝓻 𝓼𝓲𝓭𝓮 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝔀𝓸𝓻𝓵𝓭
‌‌‌    ∩_∩ („• ֊ •„) •━━∪∪━━•
دیدگاه ها (۰)

the other side of the worldPart : ³...𝓽𝓱𝓮 𝓸𝓽𝓱𝓮𝓻 𝓼𝓲𝓭𝓮 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 ...

the other side of the worldPart : ⁴...𝓽𝓱𝓮 𝓸𝓽𝓱𝓮𝓻 𝓼𝓲𝓭𝓮 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 ...

the other side of the worldpart : ¹...𝓽𝓱𝓮 𝓸𝓽𝓱𝓮𝓻 𝓼𝓲𝓭𝓮 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 ...

the other side of the world

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط