دل نیست آن دلی که نباشدسرای تو
دل نیست آن دلی که نباشدسرای تو
زنده نباشد آنکه نمیرد برای تو
از هرچه گفته اند و نوشتند،برتری
محو است انتهای تو در ابتدای تو
کام مرا به تربت تو باز کرده اند
تکه کلام من شده کرب و بلای تو
خاک من از اضافه ی خاکت درست شد
ای کاش میشد اینکه شوم خاک پای تو
دست خودم نبوده اگر عاشقت شدم
من بی خود ازخودم که شدم مبتلای تو
حتی خود خدا به همین جمله راضیست
عالم نبود در خور نعلین پای تو
گر کاروبار زندگی ام رو به راه شد
عمریست ملتمس شده ام بر دعای تو
دیگر دچار درد و مریضی نمی شود
هرکس که خورده است کمی ازغذای تو
هرشب سر بساط شما می نشینم و
دل میدهم به گوشه ای ازروضه های تو
زینب رسیده است کنارت خودت بگو
ای پاره تن که بوسه زند برکجای تو
دارد به سرزنان ز غمت آه می کشد
غارت شده عمامه و کفش و عبای تو...
نوکر نوشت :
حسین....
فِتاده در دل تنگم هوای چون تو شَهی
هوا هوای حسین و هوای در به دری...
صبحم بنام تو؛
ای همه ی عشق سلامٌ علیک....
زنده نباشد آنکه نمیرد برای تو
از هرچه گفته اند و نوشتند،برتری
محو است انتهای تو در ابتدای تو
کام مرا به تربت تو باز کرده اند
تکه کلام من شده کرب و بلای تو
خاک من از اضافه ی خاکت درست شد
ای کاش میشد اینکه شوم خاک پای تو
دست خودم نبوده اگر عاشقت شدم
من بی خود ازخودم که شدم مبتلای تو
حتی خود خدا به همین جمله راضیست
عالم نبود در خور نعلین پای تو
گر کاروبار زندگی ام رو به راه شد
عمریست ملتمس شده ام بر دعای تو
دیگر دچار درد و مریضی نمی شود
هرکس که خورده است کمی ازغذای تو
هرشب سر بساط شما می نشینم و
دل میدهم به گوشه ای ازروضه های تو
زینب رسیده است کنارت خودت بگو
ای پاره تن که بوسه زند برکجای تو
دارد به سرزنان ز غمت آه می کشد
غارت شده عمامه و کفش و عبای تو...
نوکر نوشت :
حسین....
فِتاده در دل تنگم هوای چون تو شَهی
هوا هوای حسین و هوای در به دری...
صبحم بنام تو؛
ای همه ی عشق سلامٌ علیک....
- ۱.۹k
- ۱۲ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط