بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت پنجاه نه🍷🗡
با چشمای گرد نگاهم کرد
+شوخی میکنی دیگه؟
جدی نگاهش کردم
_شوخی دارم با تو نیم وجبی؟
تکخنده ی ناباوری کرد و گفت
+تو الان داری میگی من باید خسارت ماشینتو بدم؟
اوهومی گفتم که یهو وحشی شد
موهامو چنگ زد
سعی کردم موهامو از دستش آزاد کنم ولی بیشتر میکشید
زیر لب میگفت
+احمق من به خاطر تو کم مونده بود بمیرم تو میگی باید خسارت بدم.
بلاخره به یه فشار کوچیک به مچ دستش دادم که موهام و ول کرد و آخی گفت
اشک از چشماش ریخت
سرشو فرو کرد توی قفسه ی سینم و هقی زد.
از این کارش مات موندم.
آروم دستمو گذاشتم روی موهاش و نوازش کردم که با بغض مشت زد بهم
+خیلی بیشعوری
هم توی روز روشن بهم حمله شد ، هم منو الان کتک زدی، هم کلی استرس کشیدم...
با چشمای گشاد نگاهش کردم
_مطمعنی منو میگی؟
با زانوش به بین دام لگدی زد و هقی زد
آخی از درد گفتم
ولی بی توجه به این که درد دارم ادامه داد
+منو دزدیده ، میگی خسارتم بدم اره؟ نشونت میدم.
پارت پنجاه نه🍷🗡
با چشمای گرد نگاهم کرد
+شوخی میکنی دیگه؟
جدی نگاهش کردم
_شوخی دارم با تو نیم وجبی؟
تکخنده ی ناباوری کرد و گفت
+تو الان داری میگی من باید خسارت ماشینتو بدم؟
اوهومی گفتم که یهو وحشی شد
موهامو چنگ زد
سعی کردم موهامو از دستش آزاد کنم ولی بیشتر میکشید
زیر لب میگفت
+احمق من به خاطر تو کم مونده بود بمیرم تو میگی باید خسارت بدم.
بلاخره به یه فشار کوچیک به مچ دستش دادم که موهام و ول کرد و آخی گفت
اشک از چشماش ریخت
سرشو فرو کرد توی قفسه ی سینم و هقی زد.
از این کارش مات موندم.
آروم دستمو گذاشتم روی موهاش و نوازش کردم که با بغض مشت زد بهم
+خیلی بیشعوری
هم توی روز روشن بهم حمله شد ، هم منو الان کتک زدی، هم کلی استرس کشیدم...
با چشمای گشاد نگاهش کردم
_مطمعنی منو میگی؟
با زانوش به بین دام لگدی زد و هقی زد
آخی از درد گفتم
ولی بی توجه به این که درد دارم ادامه داد
+منو دزدیده ، میگی خسارتم بدم اره؟ نشونت میدم.
- ۵.۱k
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط