PART:¹³
PART:¹³
_نهههه جین نههه داداشییی نهههه( جیغ و گریه )
به دست های خونیش نگاهی کرد باورش نمی شد خونی که روی دست هاشع خونه برادرشه
نمیتونست باور کنه تنها کسی که تو این جهان داشت دیگه نیست !
درکش براش خیلی سخت بود
سخت تر از درک فروشش به یک خانواده دیگه بود
با همون دست های خونیش نگاهی به بالا سرش کرد
کسی که بالا سرش بود
قاتل عزیز ترین کسش بود !
با خشم و نفرت نگاهش میکرد
نامجون سیگارش رو روشن کرد و یه پک کشید و خونسرد لب زد
/ چیه ؟ هوم؟ ببین این جوری من و نگاه نکن که عذاب وجدان میگیرم ( پوزخند )
_ عذاب وجدان ؟ مگه اصلا معنیش رو هم میدونی عوضییی چجوری چجورییی تونستی دوستت رو بکشی ها ؟ مگه احساس نداری ؟ خیلی عوضییی اصلا شب خوابت می بره؟ هاااا؟
/ او او داری تند میری میخواست زیاد چرت و پرت نگه که الان قاتلش نبودم
احساس ؟ اعتقادی بهش ندارم ( پوزخند)
ادامه دارد ...
_نهههه جین نههه داداشییی نهههه( جیغ و گریه )
به دست های خونیش نگاهی کرد باورش نمی شد خونی که روی دست هاشع خونه برادرشه
نمیتونست باور کنه تنها کسی که تو این جهان داشت دیگه نیست !
درکش براش خیلی سخت بود
سخت تر از درک فروشش به یک خانواده دیگه بود
با همون دست های خونیش نگاهی به بالا سرش کرد
کسی که بالا سرش بود
قاتل عزیز ترین کسش بود !
با خشم و نفرت نگاهش میکرد
نامجون سیگارش رو روشن کرد و یه پک کشید و خونسرد لب زد
/ چیه ؟ هوم؟ ببین این جوری من و نگاه نکن که عذاب وجدان میگیرم ( پوزخند )
_ عذاب وجدان ؟ مگه اصلا معنیش رو هم میدونی عوضییی چجوری چجورییی تونستی دوستت رو بکشی ها ؟ مگه احساس نداری ؟ خیلی عوضییی اصلا شب خوابت می بره؟ هاااا؟
/ او او داری تند میری میخواست زیاد چرت و پرت نگه که الان قاتلش نبودم
احساس ؟ اعتقادی بهش ندارم ( پوزخند)
ادامه دارد ...
- ۴۵۸
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط