بی شک تو نظر کرده و من مست ترینم

بی شک تو نظر کرده و من مست ترینم
شاعر شدم از هجر تو ، شه بیت حزینم

دیدی که‌ چه ‌در خانه ویرانه‌ام انداخت
آن‌گوشه‌ چشمی که‌ نظر بر دلم انداخت

این‌ گونه که در کنج دلم خانه گرفتی !
یک‌ بوسه فرستادی و صد کام گرفتی !

تا از لب سرخت اثری مانده به خاطر ،
هرگز نبرم یاد تو را از دل و خاطر

گفتم که تو دلداری و من گوشه نشینم
دلداده این‌عشق که‌رفت هم دل ودینم

در حادثه عشق تو ، دلداده چرا من؟
در شهر تو دیوانه و شیدا نه روا من!

باشد غزلی گویم از ‌آن‌ مستی چشمت
شاید تو بدانی‌ شده‌ام عاشق‌و مستت
(ندا)
#سروده_های_عاشقانه
دیدگاه ها (۶)

صبوری کن ، تنم لبریز عشق استدلم تمثیل آتش، مشق عشق است ...

با لبان مست تو هر کس تبانی می‌کندسینه ما را پر از ...

مریم ای شور و نوای عشق ای زیبای مستای‌توتنهاخالق‌رویای‌پای...

ﺟﻬﺎﻥ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﮔﻠﯽ ﺟﺰ ﺁﻧﭽﻪ ﺧﺪﺍﯾﺶ ﺁﻓﺮﯾﺪﭼﻨﯿﻦ ﻋﯿﺪﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻭ ﻋﺸﻖ ﺑﻪ ...

هزارمین قول انگشتی را به یاد اور پارت ۷

yek tarafe part : 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط