بی شک تو نظر کرده و من مست ترینم

بی شک تو نظر کرده و من مست ترینم
شاعر شدم از هجر تو ، شه بیت حزینم

دیدی که‌ چه ‌در خانه ویرانه‌ام انداخت
آن‌گوشه‌ چشمی که‌ نظر بر دلم انداخت

این‌ گونه که در کنج دلم خانه گرفتی !
یک‌ بوسه فرستادی و صد کام گرفتی !

تا از لب سرخت اثری مانده به خاطر ،
هرگز نبرم یاد تو را از دل و خاطر

گفتم که تو دلداری و من گوشه نشینم
دلداده این‌عشق که‌رفت هم دل ودینم

در حادثه عشق تو ، دلداده چرا من؟
در شهر تو دیوانه و شیدا نه روا من!

باشد غزلی گویم از ‌آن‌ مستی چشمت
شاید تو بدانی‌ شده‌ام عاشق‌و مستت
(ندا)
#سروده_های_عاشقانه
دیدگاه ها (۶)

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

پارت اول راز خون

p25هوا تاریک شده بود.خانه‌ی سویون، برخلاف همیشه، امشب ساکت‌ت...

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت ۲۵چند روز دیگه گذشت...چویا تقری...

وقتی انقلابی نما سخنگوی دشمن میشود به روایت دکتر زارعی

پارت ۲#تو راز شب های منی صبح روز بعد، سوآ با صدای زنگ ساعت ا...

دفترچه زندگی

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

محتاج دمم از نفست با دم عشقتعالم به فدای تو و آن عالم عشقتیک...

محتاج دمم از نفست با دم عشقتعالم به فدای تو و آن عالم عشقتیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط