بی شک تو نظر کرده و من مست ترینم
بی شک تو نظر کرده و من مست ترینم
شاعر شدم از هجر تو ، شه بیت حزینم
دیدی که چه در خانه ویرانهام انداخت
آنگوشه چشمی که نظر بر دلم انداخت
این گونه که در کنج دلم خانه گرفتی !
یک بوسه فرستادی و صد کام گرفتی !
تا از لب سرخت اثری مانده به خاطر ،
هرگز نبرم یاد تو را از دل و خاطر
گفتم که تو دلداری و من گوشه نشینم
دلداده اینعشق کهرفت هم دل ودینم
در حادثه عشق تو ، دلداده چرا من؟
در شهر تو دیوانه و شیدا نه روا من!
باشد غزلی گویم از آن مستی چشمت
شاید تو بدانی شدهام عاشقو مستت
(ندا)
#سروده_های_عاشقانه
شاعر شدم از هجر تو ، شه بیت حزینم
دیدی که چه در خانه ویرانهام انداخت
آنگوشه چشمی که نظر بر دلم انداخت
این گونه که در کنج دلم خانه گرفتی !
یک بوسه فرستادی و صد کام گرفتی !
تا از لب سرخت اثری مانده به خاطر ،
هرگز نبرم یاد تو را از دل و خاطر
گفتم که تو دلداری و من گوشه نشینم
دلداده اینعشق کهرفت هم دل ودینم
در حادثه عشق تو ، دلداده چرا من؟
در شهر تو دیوانه و شیدا نه روا من!
باشد غزلی گویم از آن مستی چشمت
شاید تو بدانی شدهام عاشقو مستت
(ندا)
#سروده_های_عاشقانه
- ۳۷۸
- ۲۹ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط