{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیچکس نمی‌توانست به عمق چشمهاش پی ببرد

هیچکس نمی‌توانست به عمق چشمهاش پی ببرد
و من این را از همان اول دریافتم...
اما جوری تربیت شده بود که رفتارش با دیگران تفاوت داشت.
دنیا را جدی‌تر از آن می‌دانست که دیگران خیال می‌کنند.
آن شب فکر کردم از ترس دچار این حالت شده
اما بعدها به اشتباه خودم پی بردم
و دانستم که درک او آسانتر از بوئیدن یک گل است،
کافی بود کسی او را ببیند.
و من نمی‌دانم
آیا مادرش هم او را
به اندازه من دوست داشت...؟!

#عباس‌_معروفی
دیدگاه ها (۶)

همیشه آنلاین استخیانَتَش به دركیا رب ، بسته اش تمام نمی‌شود؟...

معشوق را «دلارام» می‌گویند، یعنی که دل به وی آرام گیرد. پس ب...

گـفت : خُـداحافـظ...گُـفتم : بَغَـلَم میڪـنیگـفت : دیـرَم شـ...

مرا به یک عصر بی دغدغهمرا به عمق صدایت،وقت گفتن"دوستت دارم "...

_____پارت¹² نفرین کوچولو_____مارِبلا نگاهی کوتاه، اما آکنده ...

روز هایِ اول تو را تنها کودکی سرگردان می‌دیدم که به آغوشی ام...

این روزها شهر، آماده وداع با شهیدان ۹ اسفند ۱۴۰۴ است؛ خانواد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط