{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

White Lotus | Part 17

White Lotus | Part 17

صبح روز بعد...

نور آفتاب از پنجره‌ی اتاق سوآ داخل می‌تابید.

هنوز فرصت نکرده بود از تخت پایین بیاید که صدای پشت سر هم اعلان‌های گوشی بلند شد.

سوآ: «این دیگه چیه...؟»

گوشی را برداشت.

صفحه پر شده بود از نوتیفیکیشن.

صدها پیام...

هزاران منشن...

ده‌ها تماس از مدیر برنامه.

دلش فرو ریخت.

سریع وارد فضای مجازی شد.

اولین چیزی که دید...

عکسی بود که دیشب در رستوران گرفته شده بود.

همان لحظه‌ای که دست او و جونگ‌کوک روی یک لیوان قرار گرفته بود.

بالای عکس نوشته بودند:

"قرار مخفیانه‌ی جونگ‌کوک و کیم سوآ؟!"

سوآ ناباورانه به صفحه خیره ماند.

سوآ: «شوخی می‌کنن...؟»

در همان لحظه، گوشی‌اش زنگ خورد.

مدیر سوآ: «سوآ، همین الان بیا شرکت.»

سوآ: «الان راه می‌افتم.»

یک ساعت بعد...

اتاق جلسه‌ی کمپانی.

فضا کاملاً سنگین بود.

مدیر برنامه، مدیرعامل و مسئول روابط عمومی حضور داشتند.

مدیرعامل چند برگه را روی میز انداخت.

مدیرعامل: «تمام رسانه‌ها دارن درباره‌ی شما دو نفر حرف می‌زنن.»

سوآ آرام گفت:

سوآ: «ما فقط با هم شام خوردیم... اونم با کل تیم.»

مدیر روابط عمومی: «رسانه‌ها اینو نمی‌بینن... فقط اون عکس رو می‌بینن.»

سوآ سکوت کرد.

مدیرعامل: «از امروز، تا اطلاع ثانوی هیچ دیدار خصوصی، هیچ پیام قابل انتشار و هیچ عکس مشترکی نباید وجود داشته باشه.»

قلب سوآ فشرده شد.

اما فقط گفت:

سوآ: «متوجه شدم.»

همان زمان...

ساختمان HYBE.

جونگ‌کوک هم دقیقاً در جلسه‌ای مشابه نشسته بود.

مدیر جونگ‌کوک: «فعلاً باید فاصله‌تون رو حفظ کنید.»

جونگ‌کوک اخم کرد.

جونگ‌کوک: «به خاطر یه عکس؟»

مدیر جونگ‌کوک: «به خاطر شایعاتی که هر دقیقه بیشتر می‌شن.»

جونگ‌کوک چیزی نگفت.

فقط نگاهش را از پنجره گرفت.


عصر همان روز...

آخرین تمرین قبل از برنامه‌ی بعدی.

سوآ زودتر از همه وارد سالن شد.

چند دقیقه بعد، جونگ‌کوک هم آمد.

هر دو همدیگر را دیدند.

اما...

به جای نزدیک شدن...

فقط با یک لبخند کوتاه به هم سلام کردند.

جونگ‌کوک: «سلام.»

سوآ: «سلام.»

همان لحظه، چند نفر از اعضای تیم وارد سالن شدند.

گفت‌وگو همان‌جا تمام شد.

جونگ‌کوک به سمت دیگر سالن رفت.

سوآ هم مشغول گرم کردن صدایش شد.

اما هر دو...

چند بار، بی‌اختیار نگاهشان به سمت دیگری کشیده می‌شد.

انگار فاصله‌ای که دیگران ساخته بودند...

از هر دیواری بلندتر بود.

درست قبل از شروع تمرین، گوشی جونگ‌کوک بی‌صدا لرزید.

فرستنده...

Kim Sooa

جونگ‌کوک سریع صفحه را باز کرد.

پیام فقط سه کلمه بود...

سوآ:
«مراقب خودت باش.»

جونگ‌کوک لبخند خیلی کوچکی زد.

بدون اینکه کسی متوجه شود، جواب داد:

جونگ‌کوک:
«تو هم همین‌طور.»
دیدگاه ها (۱)

White Lotus | Part 16همان شب...کنسرت پایان سال.پشت صحنه، همه...

جوجه کوچولو فالو بشه 🐣✨ @btskz00

White Lotus | Part 11 صبح روز بعد...ساعت ۹:۰۰ساختمان HYBE.جو...

White Lotus | Part 14سوآ برای چند لحظه به صفحه‌ی تبلت خیره م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط