{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موهایش سفیدشده بود! کودکی که یواشکی دفتر خاطراتم را خواند

موهایش سفیدشده بود! کودکی که یواشکی دفتر خاطراتم را خوانده بود...!!!
دیدگاه ها (۵)

خلاصه که دفتر خاطراتم و یادداشت های گوشیم نباید دست کسی بیوف...

نقاشی 👌

My best friend

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

💙تابستون کوتاه بود وقتی انشا در مورد این بود که تابستان خود ...

به نام خداوند دانایی و قلم 🌿✏️سلام و درود به همراهان گرامی و...

موسیقی

ای صفائیه قلب زارم...ای حرم امن دل بی‌قرارم...به عشق تو یا ع...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۴(موقعیت:خوابگاه UA) (زمان:۴:۵۲)**با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط