{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ستار من (پارت 13)

ستار من (پارت 13)
*جیمین از چادر امد بیرون که پاش به سنگ گیر کرد و با مخ افتاد زمین*
جنگکوک تهیونگ: درحال خندیدن
جیمین: اخخ سرمم ساکتتت شین تولهههه سگاییی بی مطرففف عوضیییی خیلییییی.....
*همون لحضه مدیر امد*
مدیر: اقای پارک اینجا یه محیط اجتماعی لطفا راعیتت کن توله سگ مگه هزار بار نگفتم فحش نده
*مدیر لباس جیمین رو میگیره با لگد به باسن جیمین جیمین رو هل میده*
جیمین:*باسنشو میماله*اخخخ محیط اجتماعی رو.......
ویو ا. ت
موهامو شونه کردم یه اریش خیلی ملایم کردم از کیفم یه لباس در اوردم
ا. ت: یونا جئونگ میشه لطفا برید بیرون
یونا: چشم ما بیلون منتظلیم
جئونگ: باشه
*یونا جئونگ از چادر امدن بیرون*
*ا. ت لباسشو عوض کرد و از چادر امد بیرون *
همون لحضه مدیر با بلندگو اعلام کرد
مدیر: توله سگای گشنه خانم های محترم برای صبحانه روی میز ها با نظمی که شما ندارینش بشینید و کفت کنید
*همه روی میز برای صبحانه نشستن*
ویو جیمین
با اون دوتا احمق رفتم رو میز نشستم که چشمم به ا. ت افتاد خیلی کیوت غذا میخورد ایی خدااا یعنی میشهه اون دختر کوچولو مال من بشههه انقدر کیوته میخوام برم بخورمشششش
*جیمین تو همین فکرا بود که*
دیدگاه ها (۲)

یهه خبرررر خوببببب قلالهههه تااا امشببببب بیستومین پارلتتت ب...

هیچ کی دوسم ندالهه🥺

ستاره من (پارت12)جیمین: میشه م. میشه ستاره من بشی؟ ا. ت: م. ...

فیک ستاره من(پارت۱۱)جیمین: میتونم یه چیزی بگم ا. ت: ارهجیمین...

رمان؟عشق مثلثیپارت؟17(اسپانیا=ساعت 11:36AM) ☆:جیمین و ا/ت به...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁵احساس کردم قلبم داره تند می‌زنه. ...

P7 عروس فراری ویو ا/ت خیلی آروم رفتم بالا سر مایکی و خیلی خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط