{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از چهره ی تو

از چهره ی تو
چیز زیادی یادم نیست
جز این که
اقیانوس آرامی
ریخته بود بین چشمهات
و روی طراوت لب هات
زمزمه ی تردی بود
که گنگم می کرد
و نمی گذاشت
از چهره ی تو چیز زیادی
یادم باشد
دیدگاه ها (۱)

درخواستی

رمان انفجار و امید

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. p7نمی‌دونم چطور گذ...

دختر و پارتی

#ارباب‌سنگدل #پارت_25کوک ی قدمی سمت ا.ت برداشت که تهیونگ هم ...

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط