Knife Dead
Knife Dead
…ᘛ⁐̤ᕐᐷPart ۱۵۲ …ᘛ⁐̤ᕐᐷ
دخترک از شنیدن جامه یهویی سمتش چرخید و با چشم های گرد اش خیره شد ... ات: اییییی درد دارم وقته زایمانه
جونکوک با شنیدن این جمله زود سرش را بلند کرد هول شدن بود به شدت تا جای که زود دست دخترک را راه کرد و با دستپاچگی گفت
جونکوک: چی زایمان کی
دخترک بلافاصله آخ گفتن زاهیر سازی را کنار گذاشت و سفت خندید جونکوک از واکنش معشوق اش کمی اخم کرده زل زد بهش
ات. : یعنی چی که زایمان کی خوب معلومه بود .. اینجوری میگی
خنده ای سر داد و قدم های آرامی و نرمی را روی زمین میگذاشت جونکوک باز هم سمتش رفت و این بار دختر بود که دستش را بلند کرد و درخواست گرفت دست جونکوک را کرد ... بلافاصله جونکوک دستش را گرفت تا راحت تر قدم روی زمین برداره
ات: عشق من .. میدونی من درکت میکنم که چرا اینجوری سرم داد زدی هرکس جای تو بود همن کارو میکرد
جونکوک: مسخره میکنی ؟
ات.: چجوری فهمیدی
باز هم خنده ای سر داد و جونکوک پکر فیس بهش چشم دوخت با کمی جدیت گفت ... جونکوک: نمیدونم فاضت چیه عصبانی شدی از دستم یا نه ببینم قهری قانعن آره
دخترک وارد اتاق شد و جونکوک هم بلافاصله در را بست و هر دو با قدم های نرم سمته تخت را رفتند دخترک به آرامی روی لبه تخت نشست
ات: نمیشه گفت قهر من که بچه نیستم
جونکوک درست جلو اش نشست
جونکوک: خب .. منتظرم فرشته من که منو ببخشی یخودزه عصبانی بودم ولی تو هم نباید نیومدی
ات: پس من مقصر شدم
جونکوک: ۴۰ درستش من بودم ۶۰ درصدش تو بودی
دختزک خنده ای سر داد و گفت
ات: پس یعنی من مقصر شدم
جونکوک بلافاصله رویتخت لم داد و نگاه ریزی به دخترک انداخت
جونکوک: دقیقا
دخترک به این پروی معشوق اش خندید و روی بالشت سرش را گذاشت پیراهن مشکی رنگ درست جلو چشم هایش بود و با دو آنگشت اش تیکه ای از پیراهن جونکوک را کرفت کنیلحنش ناراحت کننده بود و با بغض گفت
ات. : خیلی ترسیدم بهت شلیک کنند
جونکوک با ترسی که وجودش را گرفت مانند آن صدا زود تکیه اش را گرفت و به دخترک زل زدن گفت
جونکوک: حالت خوبه ؟
دخترک گوشه اش از چشم اش را پاک کرد و آن تیکه پیراهن جونکوک را سمته بینی اش نزدیک کرد کنی از آن بوی عطر تلخ را وارد ریه هایش کرد
ات: دوست دارم ... خیلی خیلی
جونکوک از شنیدن این جمله آن هم یهویی لبخند زوری زد و کنار معشوق اش رو یک پالشت سر گذاشت
جونکوک: منم دوست دارم خیلی ... عشق من تو حالت خوبه
ات: کاملا خوبم نگرانم نباش
…ᘛ⁐̤ᕐᐷPart ۱۵۲ …ᘛ⁐̤ᕐᐷ
دخترک از شنیدن جامه یهویی سمتش چرخید و با چشم های گرد اش خیره شد ... ات: اییییی درد دارم وقته زایمانه
جونکوک با شنیدن این جمله زود سرش را بلند کرد هول شدن بود به شدت تا جای که زود دست دخترک را راه کرد و با دستپاچگی گفت
جونکوک: چی زایمان کی
دخترک بلافاصله آخ گفتن زاهیر سازی را کنار گذاشت و سفت خندید جونکوک از واکنش معشوق اش کمی اخم کرده زل زد بهش
ات. : یعنی چی که زایمان کی خوب معلومه بود .. اینجوری میگی
خنده ای سر داد و قدم های آرامی و نرمی را روی زمین میگذاشت جونکوک باز هم سمتش رفت و این بار دختر بود که دستش را بلند کرد و درخواست گرفت دست جونکوک را کرد ... بلافاصله جونکوک دستش را گرفت تا راحت تر قدم روی زمین برداره
ات: عشق من .. میدونی من درکت میکنم که چرا اینجوری سرم داد زدی هرکس جای تو بود همن کارو میکرد
جونکوک: مسخره میکنی ؟
ات.: چجوری فهمیدی
باز هم خنده ای سر داد و جونکوک پکر فیس بهش چشم دوخت با کمی جدیت گفت ... جونکوک: نمیدونم فاضت چیه عصبانی شدی از دستم یا نه ببینم قهری قانعن آره
دخترک وارد اتاق شد و جونکوک هم بلافاصله در را بست و هر دو با قدم های نرم سمته تخت را رفتند دخترک به آرامی روی لبه تخت نشست
ات: نمیشه گفت قهر من که بچه نیستم
جونکوک درست جلو اش نشست
جونکوک: خب .. منتظرم فرشته من که منو ببخشی یخودزه عصبانی بودم ولی تو هم نباید نیومدی
ات: پس من مقصر شدم
جونکوک: ۴۰ درستش من بودم ۶۰ درصدش تو بودی
دختزک خنده ای سر داد و گفت
ات: پس یعنی من مقصر شدم
جونکوک بلافاصله رویتخت لم داد و نگاه ریزی به دخترک انداخت
جونکوک: دقیقا
دخترک به این پروی معشوق اش خندید و روی بالشت سرش را گذاشت پیراهن مشکی رنگ درست جلو چشم هایش بود و با دو آنگشت اش تیکه ای از پیراهن جونکوک را کرفت کنیلحنش ناراحت کننده بود و با بغض گفت
ات. : خیلی ترسیدم بهت شلیک کنند
جونکوک با ترسی که وجودش را گرفت مانند آن صدا زود تکیه اش را گرفت و به دخترک زل زدن گفت
جونکوک: حالت خوبه ؟
دخترک گوشه اش از چشم اش را پاک کرد و آن تیکه پیراهن جونکوک را سمته بینی اش نزدیک کرد کنی از آن بوی عطر تلخ را وارد ریه هایش کرد
ات: دوست دارم ... خیلی خیلی
جونکوک از شنیدن این جمله آن هم یهویی لبخند زوری زد و کنار معشوق اش رو یک پالشت سر گذاشت
جونکوک: منم دوست دارم خیلی ... عشق من تو حالت خوبه
ات: کاملا خوبم نگرانم نباش
- ۱۴.۰k
- ۱۴ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط