مخملی
مخملی
Part 28
یونگی که دید تهیونگ بهش توجه نمیکنه میره میشینه رو صندلی.
یونگی- با من حرف نمیزنه
جونگکوک نگاهی میندازه به یونگی.
کوک- درست میشه
تهیونگ همچنان لiس میزد تند تند.
با باز شدن چشم بچه گربه تمام طوسی رنگ همراه با خر خر میو ای میکنه.
چشم های عسلیش واقعا خوشگل بودن!
بچه گربه طوسی رو از پشت گردنش با دندونش میگیره و میاد بیرون رو پای جونگکوک میپره و میزارن جلو. جونگکوک و بعدش سریع میاد پایین و اونیکی رو تند تند لiس میزنه.
جونگکوک به دومین بچه گربه نگاه میکنه و قربون صدقه میره.
یونگی نگاه میکنه اون گربه یکم شبیه به خودش بود
با ذوق از دور نگاه میکنه تا یوقت تهیونگ میاد بخوردش و قربون صدقش میره.
اونیکی کیتن هم که رنگ سیاه سفید بود چشاشو باز میکنه و چشم های سبز جنگلیش رو به رخ مامانش میکشه.
گربه این دفعه هم همراه با خر خر میو میکنه و اونو هم برمیداره و میبره میزاره جلو جونگکوک.
بچه گربه ها چون اولین بارشون بود چشاشو باز میشه با تعجب اینور اونور میرفتن و خودشونو به مامانشون میچسبوندن.
جونگکوک لبخند پر رنگی میزنه بهشون. یونگی هم ریسک میکنه و بچه هارو بغل میکنه و نوازش میکنه.
یونگی- شمام یعنی تبدیل به انسان میشی؟
تهیونگ به یونگی چشم غره ای میره و همونجور که لنگ میزد میره رو پای جونگکوک میشینه و خر خر میکنه.
جونگکوک به پاهای گربه نگاه میکنه.
کوک- هنوز پاهات درد میکنه عزیز من ؟
یونگی- ببریمش دامپزشکی ؟
کوک- اره ببریم اما خودش با لiس میتونه خوب کنه تو خودت تبدیل شو لiس بزن
یونگی- نمیزاره آخه
جوننگکوک دیگه چیزی نمیگه و گربه ماده رو نوازش میکنه.
کوک- خوشگل من
یونگی هوفی میکشه وقتی دید تهیونگ خوابش برده به گربش تبدیل میشه آروم میره سمتش پانسمانش و چنگ میزنه و آروم باز میکنه و اروم زخمش و لiس میزنه.
جونگکوک به کار یونگی نگاه میکنه. میره یونگی و تهیونگو میزاره رو کاناپه یونگی هم میره سمت تهیونگ و لiسش میزنه.
جونگکوک میزو جمع میکنه حواسش به بچه گربه ها هم بود.
بچه گربه ها شروع میکنن به بازی با هم دیگه.
تهیونگ با حس کشیدن شدن چیزی رو زخم رون پاش چشاشو اروم باز میکنه با دیدن یونگی میو تحدید امیز و بلندی میکنه و خودشو عقب میکشه و غرش کوچولویی میکنه.یونگی آروم میره سمتش و نوازش میکنه
میو ارومی میکنه .
جونگکوک سریع میره سمتشون.
کوک- نمیخواد بهت آسیب بزنه!
با این حرف جونگکوک، تهیونگ بی اهمیت لگدی به یونگی میزنه که بره اونور و بعد خودش عین یه توپ پشمالو شده بود میره اونور.
یونگی که ناراحت شده بود میره یه گوشه کز میکنه.
جونگکوک میشینه رو کاناپه به تهیونگ نگاه میکنه.
کوک- ایندفعه ببخشش خودشم پشیمونه
تهیونگ چشم غره ای میره و میره گوشه کاناپه میشینه.
کوک- یااا بچه نگفتم که بهم اینجوری کنی!
جونگکوک بلند میشه میره غذای گربه رو میاره میریزه تو ظرفاشون.
کوک- من باید برم باشگاه مراقب خودتون باشید..لجبازی نکن با یونگی
گربه بدون حرفی میره بچه گربه هاشو برمیداره میزاره تو لونش و بعد خودشم میره تو لونش در لونشم میبنده و به بچه هاش شیر میده تا هم خودش بخوابه هم بچه هاش.
*پرش هشت ماه بعد*
الان حدود هشت ماه گذشته بود و تهیونگ تو همون حالت مونده بود و به حالت انسانیش برنگشته بود. چون از یونگی و جونگکوک دلخور شده بود میخواست با این کار تنبیه کنشون.
جونگکوک و یونگی هم حسابی دلشون برای پسر کوچولوی لجبازشون تنگ شده بود.
تو خونه عکس هایی که ازش انداخته بودن رو چاپ کرده بودن و زده بودن به دیوار و تو اتاق هاشون.
بچه گربه ها بزرگ شده بودن و حسابی شلوغ میکردن.
یونگی هرزگاهی تبدیل میشد و با بچه هاش بازی میکرد اما تهیونگ اهمیت نمیداد.
Part 28
یونگی که دید تهیونگ بهش توجه نمیکنه میره میشینه رو صندلی.
یونگی- با من حرف نمیزنه
جونگکوک نگاهی میندازه به یونگی.
کوک- درست میشه
تهیونگ همچنان لiس میزد تند تند.
با باز شدن چشم بچه گربه تمام طوسی رنگ همراه با خر خر میو ای میکنه.
چشم های عسلیش واقعا خوشگل بودن!
بچه گربه طوسی رو از پشت گردنش با دندونش میگیره و میاد بیرون رو پای جونگکوک میپره و میزارن جلو. جونگکوک و بعدش سریع میاد پایین و اونیکی رو تند تند لiس میزنه.
جونگکوک به دومین بچه گربه نگاه میکنه و قربون صدقه میره.
یونگی نگاه میکنه اون گربه یکم شبیه به خودش بود
با ذوق از دور نگاه میکنه تا یوقت تهیونگ میاد بخوردش و قربون صدقش میره.
اونیکی کیتن هم که رنگ سیاه سفید بود چشاشو باز میکنه و چشم های سبز جنگلیش رو به رخ مامانش میکشه.
گربه این دفعه هم همراه با خر خر میو میکنه و اونو هم برمیداره و میبره میزاره جلو جونگکوک.
بچه گربه ها چون اولین بارشون بود چشاشو باز میشه با تعجب اینور اونور میرفتن و خودشونو به مامانشون میچسبوندن.
جونگکوک لبخند پر رنگی میزنه بهشون. یونگی هم ریسک میکنه و بچه هارو بغل میکنه و نوازش میکنه.
یونگی- شمام یعنی تبدیل به انسان میشی؟
تهیونگ به یونگی چشم غره ای میره و همونجور که لنگ میزد میره رو پای جونگکوک میشینه و خر خر میکنه.
جونگکوک به پاهای گربه نگاه میکنه.
کوک- هنوز پاهات درد میکنه عزیز من ؟
یونگی- ببریمش دامپزشکی ؟
کوک- اره ببریم اما خودش با لiس میتونه خوب کنه تو خودت تبدیل شو لiس بزن
یونگی- نمیزاره آخه
جوننگکوک دیگه چیزی نمیگه و گربه ماده رو نوازش میکنه.
کوک- خوشگل من
یونگی هوفی میکشه وقتی دید تهیونگ خوابش برده به گربش تبدیل میشه آروم میره سمتش پانسمانش و چنگ میزنه و آروم باز میکنه و اروم زخمش و لiس میزنه.
جونگکوک به کار یونگی نگاه میکنه. میره یونگی و تهیونگو میزاره رو کاناپه یونگی هم میره سمت تهیونگ و لiسش میزنه.
جونگکوک میزو جمع میکنه حواسش به بچه گربه ها هم بود.
بچه گربه ها شروع میکنن به بازی با هم دیگه.
تهیونگ با حس کشیدن شدن چیزی رو زخم رون پاش چشاشو اروم باز میکنه با دیدن یونگی میو تحدید امیز و بلندی میکنه و خودشو عقب میکشه و غرش کوچولویی میکنه.یونگی آروم میره سمتش و نوازش میکنه
میو ارومی میکنه .
جونگکوک سریع میره سمتشون.
کوک- نمیخواد بهت آسیب بزنه!
با این حرف جونگکوک، تهیونگ بی اهمیت لگدی به یونگی میزنه که بره اونور و بعد خودش عین یه توپ پشمالو شده بود میره اونور.
یونگی که ناراحت شده بود میره یه گوشه کز میکنه.
جونگکوک میشینه رو کاناپه به تهیونگ نگاه میکنه.
کوک- ایندفعه ببخشش خودشم پشیمونه
تهیونگ چشم غره ای میره و میره گوشه کاناپه میشینه.
کوک- یااا بچه نگفتم که بهم اینجوری کنی!
جونگکوک بلند میشه میره غذای گربه رو میاره میریزه تو ظرفاشون.
کوک- من باید برم باشگاه مراقب خودتون باشید..لجبازی نکن با یونگی
گربه بدون حرفی میره بچه گربه هاشو برمیداره میزاره تو لونش و بعد خودشم میره تو لونش در لونشم میبنده و به بچه هاش شیر میده تا هم خودش بخوابه هم بچه هاش.
*پرش هشت ماه بعد*
الان حدود هشت ماه گذشته بود و تهیونگ تو همون حالت مونده بود و به حالت انسانیش برنگشته بود. چون از یونگی و جونگکوک دلخور شده بود میخواست با این کار تنبیه کنشون.
جونگکوک و یونگی هم حسابی دلشون برای پسر کوچولوی لجبازشون تنگ شده بود.
تو خونه عکس هایی که ازش انداخته بودن رو چاپ کرده بودن و زده بودن به دیوار و تو اتاق هاشون.
بچه گربه ها بزرگ شده بودن و حسابی شلوغ میکردن.
یونگی هرزگاهی تبدیل میشد و با بچه هاش بازی میکرد اما تهیونگ اهمیت نمیداد.
- ۱۹۱
- ۱۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط