{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مانده ام ...

مانده ام ...

چگونه تو را فراموش کنم ...

اگر تو را فراموش کنم ...

باید دریا را هم فراموش کنم ...

کافه های غروب را ...

باران را ...

اسب ها و جاده ها را ...

باید زندگی را ...

و خودم را نیز فراموش کنم ...

تو با همه چیز درآمیخته ای ...
دیدگاه ها (۱)

ﺍﻱ ﻓﻼﻧﻲ !ﺩﻳﮕﺮ ﻫﻮﺍﻱ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻡ ...ﻫﺮ ﺟﺎ ﻛﻪ ﺩﻟﺖ ﻣﻲ ﺧﻮ...

چقدر این متن دلنشینه…. ﻭﻗﺘـــــﯽ ﺍﺯ ﯾـــــﻪ نفر ﻣﯿـــــــﺮنج...

من یکیو داشتمکه حتی اگه هرروزم باهاش حرف میزدمبی قرار صداش ب...

ما مرد نیستیم که نیازی به زندگی ابدی داشته باشیم!ما زنیم و ب...

#مولای‌من💔🍂آقا نگاهم مانده بر در تا بیاییاز جاده های روشن فر...

ستاره

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

فعلا هیچ ایده ای برای فیک یونگی ندارم البته من اول داستانو خ...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط