سه جاف پیراهنی که

سه جاف پیراهنی که
جادوگری می کرد
و پشت همین پیاله های مست از شراب
برایم زوزه می کشید
دستی جا مانده است
که هنوز بوی کافور می دهد
که مرگ را
پشت راهبند دو کوهه ات
قتل عام شد
و درست در سرازیرِ زیرِ واژه«ن»
پاهای آسمان پیما را
لمس ،
تا هنوز دو قطره از سمبه کوبی نگذشته باشد
که پیدا شدن های چشم را
در بوسه های چسبیده به تنت
سوگواری کنم.

خطوط درهم موهات
در پریشان چسبیدگی های لب هات
هنوز پشت سر هم
چکه می کنند
که در قطره قطره های خشک شده روی ملحفه ها
همدیگر را در آغوش بمیریم
پیش از آن که دست هام
خرخره ات را تا کافور مالیدن فشار دهد.

هنوز تو را می نویسم
شاید یک بار دیگر
تنت را چنگ زدم
و پشت پلک های بسته ات
تا همیشه صدای فریاد شنیدم...

#هذیان _نویسی
دیدگاه ها (۳)

مادرم زیر سقف نم گرفته غسالخانه و در ملحفه ای که روی موها،چ...

«صحیفهٔ بهرام محمدی: میثاقِ اعلیِ تقوا در مهندسیِ اراده و مع...

باید مدام یادآوری کنیم که طرفداران فارسی زبان #رضا_پهلوی(🚮) ...

واکنش‌خارجی‌هابه‌میناب💔:) اعتراف‌"جوسفین‌گیلبو"افسر‌اطلاعاتی...

𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲, 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐱𝐢...

𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲, 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐱𝐢...

𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲, 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐱𝐢...

𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲, 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐱𝐢...

𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲, 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐱𝐢...

𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲, 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐱𝐢...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط