{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من همیشه از اول قصه های مادربزرگ می ترسیدم

من همیشه از اول قصه های مادربزرگ می ترسیدم
واخرم به واقعیت می پیوست

یکی بود
یکی نبود
دیدگاه ها (۳)

ویدیو

می‌گویند دخترانِ قصه‌های قدیم، همیشه منتظر شاهزاده نمی‌ماندن...

همیشه یکی بیشتر از یکی درد می‌کشه..

مادربزرگ‌ها ستون‌های مهر و خاطره‌اند….کسی که با دست‌های مهرب...

جوونمون رفته بوده با اینا درخت خونه خالشو حرس کنهصبح امروز م...

امیرعلی هم به ماکان پیوستدو کودک، دو فرشته، که آسمان را برای...

پارت ۵: بازگشت به مدرسهروزها مثلِ قطره‌هایِ بارون، آرام و بی...

قصه گو قصه نگوقصه گو قصه نگوواسه خوابوندن منسعی بیهوده نکنوا...

پیش بینی تاریخ فوت در گلستان سعدی!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط