Teudor not
Teudor not
پارت ۲
که زنگ زده شد و رفیقای تئو ریختن سرش رفیقش: تئو وقت کردی از بغل دوست دخترت بیا بیرون بریم یه دوری بزنیم که برگشت نگام کرد کا ببینه میزارم بره یا نه _ برم پرنسس خانم اجازه میدی؟ + از کی نظر من مهمه؟ _از اولش + باشه پاشو برو اومد دم گوشم _ باشه تو عم برو استراحت کن .
رفتم تو خوابگاه و گرفتم مثل چی خوابیدم . حدود ۲ یا ۳ ساعت بعد لارا بلندم کرد و گفت که تئودور دنبالم میگشت و گفته که برم اتاقش هه آقا دستور هم میده پاشدم سر و صورتمو شستم و یکم به سر صورتم رسیدم و رفتم سمت خوابگاه پسرا ( ا/ت عضو اسلایترین هست) که دیدم توی سالن اجتماعی نشسته بود + میخاستی منو ببینی؟ سرشو سمتم چرخوند و نگام کرد _ اره میخاستم ببینم حال پرنسس چطوره + خوبم رفتم کنارش نشستم _ چخبر ؟ چیکار کردی؟ +خوابیدم اصلا به تو چه؟_ عه باز شروع شد؟ + میدونی به خاطر تو من چقدر درد تحمل میکنم؟ میدونی من چقدر عذاب میکشم ؟ _ خب پرنسس مقصر خودتی + من ؟ _ آره اگه انقدر تو دل برو و کیوت نباشی منم بگ..ات نمیدم +خیلی بیشعوری _ عههه مطمئنی؟ همین الان داشتی میگفتی درد داره( با خنده) پاشدم + خیلی هولی از کمرم کشید گرفتم جلوی خودش _ آره هولم هول دختر کوچولوم که خم شدن روی ل.بش بو.سه ی کوچیکی گذاشتم + شب بخیر _ میخای بری؟ + اره خوابم میاد _ میدونی یکی هست اصلا دلش نمیخاد تو بری( خودتون میدونین دیگه چی میگه😂) + تئودور پاشو برو به بخاب _ نمیخای بهش شب بخیر بگی ؟ _شب بخیر تئودور کوچولو _ عه کوچولو؟ مطمئنی؟ که پا به فرار گذاشتم ......
و پایان امیدوارم که خوشتون اومده باشه نظرتون رو حتما بهم بگین
پارت ۲
که زنگ زده شد و رفیقای تئو ریختن سرش رفیقش: تئو وقت کردی از بغل دوست دخترت بیا بیرون بریم یه دوری بزنیم که برگشت نگام کرد کا ببینه میزارم بره یا نه _ برم پرنسس خانم اجازه میدی؟ + از کی نظر من مهمه؟ _از اولش + باشه پاشو برو اومد دم گوشم _ باشه تو عم برو استراحت کن .
رفتم تو خوابگاه و گرفتم مثل چی خوابیدم . حدود ۲ یا ۳ ساعت بعد لارا بلندم کرد و گفت که تئودور دنبالم میگشت و گفته که برم اتاقش هه آقا دستور هم میده پاشدم سر و صورتمو شستم و یکم به سر صورتم رسیدم و رفتم سمت خوابگاه پسرا ( ا/ت عضو اسلایترین هست) که دیدم توی سالن اجتماعی نشسته بود + میخاستی منو ببینی؟ سرشو سمتم چرخوند و نگام کرد _ اره میخاستم ببینم حال پرنسس چطوره + خوبم رفتم کنارش نشستم _ چخبر ؟ چیکار کردی؟ +خوابیدم اصلا به تو چه؟_ عه باز شروع شد؟ + میدونی به خاطر تو من چقدر درد تحمل میکنم؟ میدونی من چقدر عذاب میکشم ؟ _ خب پرنسس مقصر خودتی + من ؟ _ آره اگه انقدر تو دل برو و کیوت نباشی منم بگ..ات نمیدم +خیلی بیشعوری _ عههه مطمئنی؟ همین الان داشتی میگفتی درد داره( با خنده) پاشدم + خیلی هولی از کمرم کشید گرفتم جلوی خودش _ آره هولم هول دختر کوچولوم که خم شدن روی ل.بش بو.سه ی کوچیکی گذاشتم + شب بخیر _ میخای بری؟ + اره خوابم میاد _ میدونی یکی هست اصلا دلش نمیخاد تو بری( خودتون میدونین دیگه چی میگه😂) + تئودور پاشو برو به بخاب _ نمیخای بهش شب بخیر بگی ؟ _شب بخیر تئودور کوچولو _ عه کوچولو؟ مطمئنی؟ که پا به فرار گذاشتم ......
و پایان امیدوارم که خوشتون اومده باشه نظرتون رو حتما بهم بگین
- ۲۰۲
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط