part آخر
part3 آخر
ات: یعنی تو نمیدونی(مسخره کرد)
تهیونگ: ات.. قمس میخورم میخواستم تو بیای..
ات:آها.. پس چرا بهم فوش دادی.
تهیونگ: کمپانی ریده بود تو اعصابم..
ات: هف... نه.. هنوز قهرم
تهیونگ رفت زیر آب
ات: تهیونگگگگ
تهیونگ از زیر آب به سمت ات رفت و ات رو بلند کرد
ات جیغ کشید
تهیونگ: بیشور جیغ نکش
ات: تهیونگ ولم کن
تهیونگ ات رو بغل کردم ( وای فکر کن تهیونگ داخل استخر بغلت کنه😂🥲❤️🩹)
ات: خیلی ازت ناراحت شدم
تهیونگ: ببخشید عشقم
لبای ات رو بوسید
ات: چقدر تو شیرینی
تهیونگ:مثل تو پرنسس
ات گردن ته رو بوسید
تهیونگ:.. عاشقتم
ات: من بیشتر پسرم
تهیونگ:پسرم!؟
ات: آره دیگه..
تهیونگ خندید و ترقوه ای رو مکید
ات: اییی نکن( خنده )
تهیونگ: خب حالا بیا شنا کنیم
ات: اوکی
و کلی عشق و حال کردن و ....
the end
ات: یعنی تو نمیدونی(مسخره کرد)
تهیونگ: ات.. قمس میخورم میخواستم تو بیای..
ات:آها.. پس چرا بهم فوش دادی.
تهیونگ: کمپانی ریده بود تو اعصابم..
ات: هف... نه.. هنوز قهرم
تهیونگ رفت زیر آب
ات: تهیونگگگگ
تهیونگ از زیر آب به سمت ات رفت و ات رو بلند کرد
ات جیغ کشید
تهیونگ: بیشور جیغ نکش
ات: تهیونگ ولم کن
تهیونگ ات رو بغل کردم ( وای فکر کن تهیونگ داخل استخر بغلت کنه😂🥲❤️🩹)
ات: خیلی ازت ناراحت شدم
تهیونگ: ببخشید عشقم
لبای ات رو بوسید
ات: چقدر تو شیرینی
تهیونگ:مثل تو پرنسس
ات گردن ته رو بوسید
تهیونگ:.. عاشقتم
ات: من بیشتر پسرم
تهیونگ:پسرم!؟
ات: آره دیگه..
تهیونگ خندید و ترقوه ای رو مکید
ات: اییی نکن( خنده )
تهیونگ: خب حالا بیا شنا کنیم
ات: اوکی
و کلی عشق و حال کردن و ....
the end
- ۲۵.۹k
- ۲۶ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط