در گلوگاهِ من
در گلوگاهِ من
درختِ سیبی هست
که از آن
مردی را
بر دار کردهاند.
اگر دهان میگشایم و روی میگردانی
بگردان،
اما به قِدمَتِ عشق سوگند
که تباهیِ من از مِی و افیون نیست.
اوست که در گلوگاهم آویخته است و
میپوسد
آرام آرام...
درختِ سیبی هست
که از آن
مردی را
بر دار کردهاند.
اگر دهان میگشایم و روی میگردانی
بگردان،
اما به قِدمَتِ عشق سوگند
که تباهیِ من از مِی و افیون نیست.
اوست که در گلوگاهم آویخته است و
میپوسد
آرام آرام...
- ۷۰۹
- ۲۳ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط