{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روزگار یه وقتی

یه روزگار یه وقتی
نه غصه بود نه سختی
میشد نشست تو آفتاب
در سایه درختی
میشد نوازشی کرد
ز عشق ستایشی کرد
حتی میشد با دشمن
دوستانه سازشی کرد
دیدگاه ها (۵)

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁴صدای رودخانه، سکوت میانشان را پر ک...

بعضی آدما رو نمیشه فقط دوست داشت…باید نشست و تماشاشون کرد،از...

ᴘᴀʀᴛ ۳۳ | یه روز سختچند روز بعد...آرا اون روز وقتی از مدرسه ...

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊سایه های عشق.📜.🖇️.📜پارت نهم:یک ماه از آن ماجر...

قصه گو قصه نگوقصه گو قصه نگوواسه خوابوندن منسعی بیهوده نکنوا...

dark life = 38

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط