پارت

پارت ۵
وقتی رسیدم
دیدم باکوگو با کیریشیما دار میرن کلاس
ت٫ا:هوفف حالا بیا اینو بده 😮‍💨
اوچاکو دستشو گذاشت رو شونم
اوچاکو: هی ت٫ا داری با خودتت چی میگی
ت٫ا: ها چی اون آآ یعنی سلام
اوچاکو: حالت خوبه
ت٫ا: آره
اوچاکو: آخه انگار نگرانی
ت٫ا: دروغ چرا هوفف
اوچاکو: باید برام همه‌چیز رو تعریف کنی
ت٫ا: باشه زنگ خورد بهت میگم فعلاً بریم کلاس
اوچاکو: باشه

((در کلاس))

ت٫ا: سلام باکوگو🙂

باکوگو: سلام 😮‍💨💢

نشستم سر جام آیزاوا اومد درسشو داد

((زنگ خورد ))
همه چیو به اوچاکو تعریف کردم
اوچاکو:عه ......ولی باید بری و با باکوگو حرف بزنی البته فکر نکنم به حرفت گوش کنه ولی به هر حال من هواتو دارم برو
ت٫ا:من ....من..........

((ادامه دارد))
واقعاً ببخشید پارت بعد جبران می‌کنم 😕
لایک و کامنت یادتون نره ❤️❤️
دیگه خودتون می‌دونین دیگه درس و اینا امتحان وقت منو گرفته دیگه ببخشید 🙏🙏
دیدگاه ها (۱۰)

🙃🙃

پارت ۶ت٫ا: من.......من ....اوچاکو: اینقدر من من نکن تو باید ...

😭😭

چقدر از پیج رازی هستین

دو رقیب عشقیپارت ۲«ا/ت ویو»ا/ت: میدونم تهیونگ ببخشید...میشه ...

love Between the Tides³⁸یک هفته بعد تهیونگرفتم کلاس تهیونگ:س...

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط