{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐋𝐢𝐅𝐄 "𝟐"

𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐋𝐢𝐅𝐄 "𝟐"
𝐏𝐀𝐑𝐓_𝟐𝟗
وایولت خندید اما تلخ بود..
خندش بوی شکست میداد.

برخلاف انتطارم که راهشو کج کنه کلا بره بدون دعوت از کنارمون رد شد سمت اتاق‌کار جونگکوک رفت..


اتاق سرد بود.
جونگکوک پشت میزش نشست آرنجش رو به میز تکیه داده بود.
وایولت دقیقا رو کاناپه روبه‌روی میز جونگکوک نشسته بود.
برگه هارو صاف و دقیق روی میز گذاشتم..
روی همون میزی که قراردادهای میلیاردی روش امضا میشد...
همون جایی که اشتباه معنی نداشت.


جونگکوک چشم هاش روی من موند که شروع کردم.

ا/ت: مسیر انتقال تغییر کرده اینجا..

با خودکار روی یکی از برگه ها زدم.

ا/ت: اگه امشب قبل یازده تایید نشه.
طرف مقابل عقب میکشه و..

صدای باز شدن کابینت بار حرفم رو برید.


وایولت بدون اجازه بطری رو بیرون کشید.
همراه دو لیوان پر از یخ.
مایع داخل شیشه ریخته شد..
صدای ارامش بخشی داشت اما فضا؟ اصلا اروم نبود.


با قدم های اروم سمت جونگکوک اومد روی میز نشست.. پرو تر از این دختر ندیدم.


وایولت: جلسه رسمی بدون نوشیدنی؟
بی‌روح نیست؟


یکی از لیوان هارو سمت جونگکوک گرفت..


جونگکوک نفسش رو کلافه بیرون داد اما نوشیدنی رو گرفت.


جونگکوک: ادامه بده..

ا/ت: اسم ها تحت نظارتن و..

حرفم رو قطع نکردم همینطور که توضیح میدادم زیر چشمی وایولت رو زیر نظر داشتم..

وایولت اروم پاهای لختش رو به پاهای جونگکوک میزد ..

جونگکوک چشماش رو از اعصبانیت بست اما حرفی نزد سعی کرد تمرکزش روی این برگه ها بذاره.


ا/ت: مسیر دوم امن‌تره و..

وایولت خم شد دستش رو اروم روی دست جونگکوک گذاشت شستش رو نوازش‌وار روی دست جونگکوک کشید..
انگار قصد داشت مالکیتش رو خوب یادآوری کنه.


وایولت: حالا بگو ببینم..
جریان این بار چیه که انقدر مهمه؟


سکوت سنگین شد..

جونگکوک سریع دست وایولت رو پس زد..
نه خشن.. اما قاطع.


جونگکوک: خودت خوب میدونی از اینکه یکی لمسم کنه متنفرم.


صداش اروم بود اما پر از تهدید بود.


وایولت لبخند زد..
اما لبخندش ترک خورده بود.


جونگکوک نگاهش رو به من داد.


جونگکوک: ادامه بده.

نفسم رو کنترل کردم..
خم شدم روی میز برگه هارو سمت خودم کشیدم.
انگشتامو از خشم توی کف دستم جمع کردم..

ا/ت: اگه امضای شما این پایین باشه.
انتقال مستقیم..


همینجور که داشتم توضیح میدادم یه دسته از موهام از روی شونم لیز خورد و کامل صورتم رو پوشوند..

خواستم عقب بزنمشون که دست جونگکوک زودتر حرکت کرد.

انگشت هاش خیلی آروم موهامو کنار زد..
بدون هیچ عجله‌ای..
بدون هیچ حرفی..

حرکتش کوتاه بود اما زیاد صمیمی..

ا/ت: انتقال مستقیم انجام میشه..
و هیچ واسطه‌ای در کار نیست.


وقتی حرفم تموم شد نگاهم ناخوداگاه بالا رفت که چشمام توی چشم‌هاش قفل شد..
چندثانیه بیشتر نبود.. اما کافی بود..

یهو لیوان وایولت محکم روی میز کوبیده شد...


ادامه دارد..
دیدگاه ها (۴)

𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐋𝐢𝐅𝐄 "𝟐"𝐏𝐀𝐑𝐓_𝟑𝟎یهو لیوان وایولت محکم روی میز کوبیده شد....

𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐋𝐢𝐅𝐄 "𝟐"𝐏𝐀𝐑𝐓_𝟐𝟖خودش از همه بیشتر نیاز داشت استراحت کنه....

𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐋𝐢𝐅𝐄 "𝟐"𝐏𝐀𝐑𝐓_𝟐𝟕هیچ حرفی نمیتونستم بزنم.. توی کلماتش.. ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط