بلدم ناز کشیدن بلدی ناز کنی

بلدم ناز کشیدن، بلدی ناز کنی؟
بلدی حال دلم را تو کمی ساز کنی؟

بلدی عشوه کنی، غمزه کنی، دل ببری؟
بلدی رقص کنان، تن همه طناز کنی؟

بلدی کف بزنی، ساز و نی و دف بزنی؟
چو قناری بلدی چهچه و آواز کنی؟

به دلم می کشم از طرحِ نگاهت غزلی
بلدی با نگهت در دلم اعجاز کنی؟

غزلی از تپش این دلِ خود ساخته ام
بلدی عشق مرا در دلِ خود راز کنی؟

دل من سوی تو پر زد، پر و بالش مشکن
بلدی با دل من یکسره پرواز کنی؟

پر از احساس نوازش شده سر پنجه ی من
بلدی روسریت را تو کمی باز کنی؟

بلدی خط بکشی اسم رقیبانِ مرا؟
بلدی تا به ابد، عشقِ نو آغاز کنی؟

بلدم دل بستانم، بلدی دل بدهی؟
بلدی در دل من جای خودت باز کنی؟

بلدم دل بسپارم، بلدی دل ببَری؟
بلدی تا سند از قلب من احراز کنی؟
دیدگاه ها (۰)

ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻧﺸﺪﯼ ﺗﺎ ﺑﺸﻮﻡ ﻟﯿﻼ ﻣﻦﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﻏﺮﻕ ﺳﺨﻦ ﺑﺎ ﻫﻤﮕﺎﻥ، ﺍﻻ...

نـه فـقـط از تـو اگــر دل بـکنـم می میرمسایـه ات نـیـز بـیـف...

ﮐﻨﺎﺭ ﮔﯿﺴﻮﺍﻧﺖ ﺭﻫﺒﺮﯼ ؛ ﺳﺨﺖ َ ﺳﺖ ؛ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟ﻭ ﺭﺍﺿﯽ ﮐﺮﺩﻧﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮ...

ﮐﻨﺎﺭ ﮔﯿﺴﻮﺍﻧﺖ ﺭﻫﺒﺮﯼ ؛ ﺳﺨﺖ َ ﺳﺖ ؛ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟ﻭ ﺭﺍﺿﯽ ﮐﺮﺩﻧﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮ...

خودشناسی و خداشناسی – بخش ۲بهرام:خدایا…گاهی احساس تنهایی می‌...

سه پارتی☆p.1تو سرت رو به شیشه تکیه دادی و نفس عمیق می‌کشی، س...

پارت ۱۰۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط