{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز تو عصر پاییز دلت منو کنار زد

یه روز تو عصر پاییز دلت منو کنار زد
رفت و خاطره هارو جلو چشام ب دار زد

یه روز توعصر پاییز برگهای من رو زرد کرد
فایده نداشت گریه هام،یا گفتنهای برگرد

عاشقونه صدات کرد دلم چرا ندیدی
داری جواب خوبی هامو چجوری میدی

یه روز تو عصر پاییز دلم برات لک زد
گفتم ک بر میگردی بازم ب من کلک زد

تموم زندگیمو به پای تو گذاشتم
تو قمار عشقت هیچ چیزی برنداشتم

برای تو میمردم،برات قسم می خوردم
چرایهو بد شدی،عجب ضربه ای خوردم

یه روز توعصر پاییز گفتی دیگه تمومه
هرچی بین مابوده از حالا خاطرمونه

نامرد اصلا ندیدی اشکام چجوری اومد
توازم دست کشیدی دلت چجوری اومد؟

کنار زدی دستمو،گفتی مزاحمی برو
التماسام گم شدن تو نعره های برو

یه روز توعصر پاییز زمستونم کردی تو
انگاری برف میومد،قلبمو شکستی تو

خداخودش میدونست قلب تو اونجا گیره
منتظرت بود بری دستای تورو بگیره

دل منو میشکنی ک قلب اون نگیره
یه روز پشیمون میشی ک واسه برگشت دیره

یه روز تو عصر پاییز تموم شدم مثل برگ
یخ زد تموم عشقم مثل بارش تگرگ

حالا بی تو نشستم کنار خاطراتت
شاید ک برگردی باز توی تخت خوابت

یه روز توعصر پاییز رفت منو تنها گذاشت
هرچی خاطره داشتیم پشت سرش جاگذاشت


دیدگاه ها (۱)

سناریووقتی رفته بودید خونه مامانو باباش اما تو پر*یود بودی م...

رمان عشق ممنوع

رمان دخت من

کپشننننننن گلایی نازمم🎀😫عروسک من😈🔞پارت شصت و هشت -برگرد عروس...

رمان تو خود منی

پارت ۱۹ — سال‌ها بعد 💍🌸چند سال از روز فارغ‌التحصیلی گذشته بو...

یه فیلم تقطیع شدهاز خرازی سرجمع کردنک برداشته گفته بیحجابارو...

جونگ کوکا واقعا ۲۹ سالت شد ؟ تو هنوز برای آرمی ها و اعضا همو...

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط