{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جلوۀ روی تو آفتاب ندارد

جلوۀ روی تو آفتاب ندارد
نشئهٔ ماء تو را شراب ندارد

طرّه مده پیچ و تاب، باز کن از هم
غالیه آنقدر پیچ تاب ندارد

زلف تو بر روی تو بود، عجبی نیست
هر بچه ای ز آتش، اجتناب ندارد

ما همه دیوانۀ توئیم، که مجنون
روز جزا پرسش و حساب ندارد

پیر و جوان عاشق جمال تو هستند
عشق، تخصّص به شیخ و شاب ندارد

عاشقی آموز از جمال نکویان
عشق بتان، دفتر و کتاب ندارد

عشق تو دل برد یک نظاره که کردم
عشق، مگر شور و انقلاب ندارد؟


شاطرعباس صبوحی
دیدگاه ها (۱۴)

عشق آمد و امن جانم گرفتشحنۀ شوقم گریبانم گرفتعشوه‌ای فرمود چ...

دیده در هجر تو شرمندۀ احسانم کردبس که شب‌ها گهر اشک بدامانم ...

آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآاشتیاق تو مرا سوخت کجایی، با...

پیرایش فوق حرفه ای 😎 😱 😂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط