{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ³

-افرین بیب
+ایش
بلند شدم دستشویی رفتم دیدم کوک هنوز اینجاست
+برو بیرون میخوام لباس عوض کنم
-نمیبینم عوض کن
+ خالهههههههههههههههه
-یا جد
تق تق
م.ک: چیشده؟
+خاله کوک منو اذیت میکنه نمیزاره لباس عوض کنم
م.ک: پدرسگ گمشو بیرون
-وا مامان
م.ک:زهر مار بچمو اذیت میکنه
-یا
م.ک:بیرون
+با بای :)
-هه
رفت بیرون
+ممنون
م.ک: خواهش عزیزم
خالم رفت بیرون منم لباسم و عوض کردم و رفتم پایین
+هاییییییی

......
چند روز بعد داشتم فیلم نگاه میکردم که کوک بدون در زدن اومد تو
+هوی چیزی به نام در وجود داره
-پدربزرگ ما رو کار داره
+چی؟
-هوف


شخصیت پدر بزرگ
ارباب بزرگ :/ میشه گفت حرف ور حرفش نباید بیاد با اینکه نوشو خیلی دوست داره *کوک و میگم
ولی سخت گیرم هست و برای اینده کوک و ات تصمیم گرفته....
* یجورایی خیلیا گفتن فیک من نمیخوامش فصل دومش و بزار و اینا که من نه گفتم ولی این فیکم و شباهتی با اون فیک داره ولی این سری چند چیز دیگه هم وجود داره
دیدگاه ها (۲)

لباس ات برای خونه موهاش :)

تتو هاش :) دوستان امتحاناتم شروع داره میشه و خب شاید دیر به ...

لباساش :/

☆راند اخر☆part 2ات: هیچی نگفنم و بدون صدا رفتم تو اتاقم روی...

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

ازدواج اجباری پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط