{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت۹

پارت۹
:ددی مافیای من:

ویو ا/ت: وای چقد امروز هوا خوبه من عاشق هوای بارونیم
نمیدونم چرا ولی ساحل بهم خیلی حس درامش و خوبی میده 🌌
ویو تهیونگ: با سرعت زیاد راه افتاد که وقتو هدر نده
اونجا باش ا/ت قول میدم دیگه ولت نکنم قول میدم
ا/ت: داشتم گریه میکردم چون همه‌ی خاطرات جلوی چشمام بود
خدایا لطفا همچیزو برام درست کن
پرش زمانی ۳ دیقه بعد
سریع ا/ت دیدم لب ساحل روی شن‌ها نشسته بود
بلند فریاد زدم اسمشو
ا/ت ، ا/ت
ویو ا/ت: صدای آشنا اومد بلند شدم دیدم تهیونگه
راستش خیلی خوشحال شدم
.
.
تهیونگ سریع دوید و ا/ت بغل کرد
تو آغوش هم فرو رفتن
دست تهیونگ دور کمر ا/ت حلقه شده و ا/ت به خودش نزدیک تر کرد و عطر موهاشو حس میکرد
ا/ت تنفس گرم ته رو کاملا روی گردنش حس میکرد

تهیونگ: دیگه ولت نمیکنم هیچوقت

خب دیگه اینا به هم عشق ورزیدنو و ... تصمیم گرفتن دوباره باهم باشن و وقتشونو صرف خوشحالیه همدیگه کنن


گایز این پارت آخر بود
تموم شد این فیک
اگه خواتید میتونید به هم بگد که برای فیک بعدی ‌دوم شخصیت بیارم و...
دیدگاه ها (۰)

پارت ۸ددی مافیای منویو ا/ت: داشت بارون یه دفعه بوسه اولمونو ...

پارت ۷::ددی مافیای من::ا/ت: تهیونگ من دیگه نمیخوام انکار کنم...

خون یا عشق

part 3استاد جذاب من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط