{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گر نمی مانی ؛ نیا ؛ بیهوده آشـــــوبَم نکن

گر نمی مانی ؛ نیا ؛ بیهوده آشـــــوبَم نکن
من به تنهــا بودَنَم خو کرده ؛ مجذوبَم نکن
گفته بودم با دلــم بازی نکن ؛ کردی ؛ ولی
گر نمی گویَم سُخن ؛دیوانه محسوبَم نکن
من نمی گویم رها کن زندگی ؛با من بِمان
یا نیا ؛ یا که نـــرو ؛ اینگونه ؛ مخروبم نکن
تا که باوَر می کنم تنها شُدم ؛ برگشته ای
بر نَگرد ؛ با او برو ؛ اینگونه ؛ مغلــــوبَم نکن
رفته ای ؛ باشد برو ؛ دیگــــر نیا آنجا بمان
می شوم دیوانه؛بازی بامن ای خوبم؛نکن
دیدگاه ها (۱۰)

بوی احساس توپیچید هوایت کردمامدم با دل سرگشته صدایت کردمدیدم...

دست از جدل بردار و با تنهایی‌ات سر کن بغضی که داری بشکن و چش...

مـــــن از تــو سهمــی ندارمدلتنگـــمامـــا نمیتـوانـم تـو ر...

پنداشتی که "کوره ی سوزان" ، عشق مندور از نگاه گرم تو، خاموش ...

پارت³⁶(جیمین)دو روزی میگذشت که به سئول برگشته بودم وضعیت به ...

درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط