{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۹

پارت ۱۹
زندگی مافیایی من با پسر عمو خشن🖤🎚


ویو کوک

تو همین وضعیت بودیم که یهو صدای گوشیم بلد شد. از کارمون دست کشیدیم و من به سمت گوشیم حرکت کردم. گوشیمو برداشتم:
کوک: الو
شوگا: جونگ کوک حالت خوبه؟ چیزیت نشده؟
کوک: حالم خوبه چرا انقدر نگرانی؟
شوگا: وسایلت رو جمع کن جین داره میاد دنبالت
کوک: برای چی چیزی شده؟
شوگا: سوال نپرس وسایلت رو جمع کن
کوک: تا بهم نگی چی شده هیچ کاری نمی کنم
شوگا: واقعا خیلی لجبازی احمق دارن میان دنبالت
کوک: کی؟
شوگا: الان وقت ندارم توضیح بدم بهتره سریع وسایلت رو جمع کنی
کوک: پس ا.ت چی؟
شوگا: ا.ت کیه؟
کوک: دختر عموم
شوگا: آاااااااه بگو بهش وسایلش رو جمع کنه
تا امدم یه چی دیگه بگم قطع کرد

ویو شوگا

تلفن رو قطع کردم. واقعا دارم از دستش اعصبانی می شم خیلی کله شقه نمی دونم باهاش چی کار کنم باید ازش محافظت می کردم چون باباش رییس مافیا بزرگ با بابام قرارداد بستن و من باید از این پسره محافظت کنم. البته اون دوستمه اگر باباهامون هم قرار داد نمی بستن بازم ازش محافظت می کردم
دیدگاه ها (۱۴)

زندگی مافیایی من با پسر عمو خشن🖤🎚پارت ۲۰ویو ا.تجونگ کوک بهم ...

بچه ها واقعا حمایت ها کمه طوری که تو ۱ساعت ۸ لایک و ۱ کامت م...

30بک میده@eluitu

پارت ۱۸زندگی مافیایی من با پسر عمو خشن🖤🎚کوک ویو داشت لباساشو...

کوک : زود باشششش گرسنمههههههههها. ت : باشه بابا بیااا اینم ا...

ویو ا. تکوک رفت و منم داشتم به این فکر میکنم که کوک برای ناه...

Love in the dark④⑤یک ماه بعد کوک: ممنون عزیزم شام خیلی خوشمز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط