{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای آسمان دیدم که تو چون من نگاری داشتی

ای آسمان دیدم که تو چون من نگاری داشتی
بر  پشتِ  ابر  تیره ای  چشم  انتظاری داشتی
دیدم که بیتابی ولی او در پی ات هرسو روان
می چرخد و نور افکند ایجان چه یاری داشتی
بر گرد  تو   چرخیده  و  هر سو چراغانی کُند
صدها ستاره  در برش  داد  و هواری  داشتی
قوس و قزح آوردی و رنگین کمان بر سینه اش
معشوقه   در  کنج  بغل  دیدم  بهاری  داشتی
یک شب مهِ  من رفته و دیگر  ندیدم  روی  او
امّا تو در  تاریکه شب بر مه حصاری داشتی
حیران روم  هر  کوچه و گیرم نشانش هرگذر
افتاده  بارم   را  ببین  ، کی شامِ تاری داشتی؟
افزون  بگردم  هر طرف شاید از او گیرم خبر
بر  من  خبر  آور  اگر ،  با او  قراری  داشتی
دیدگاه ها (۱)

نازنین  تا کی  نشینم  پای تو؟تا به کی  سوزِ  نی و آوای تو؟سو...

دوست دارم ماه کامل را میان بی نهایتها ستاره در دل آن آسمان ب...

شبی به کوی تو ای مه گذار خواهم کرد رقیب را به همین غصه خوار...

عزیزی، نازنینی، مست و خوش سیما و شیداییمیان تک تک اشعار من پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط