{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت اول

(پارت اول )

ویو ا/ت
وایی بیدار شدم ساعت رو نگاه کردم
ای وای من بازم خواب موندم
رفتم و دست و صورتم رو شستم و زود لباسام رو پوشیدم و رفتم بیرون از اتاق
رسیدم توی اتاق تمرین

استادم : ا/ت خیلی دیر اومدی بعد تمرین بیا اتاقم کارت دارم

ا/ت : ببخشید بازم خواب موندم . حتما

ویو ا/ت
رفتم سره تمرین و تمرین رو انجام دادم سخته و کفته بعد چند ساعت رقص از اتاق تمرین اومدم بیرون
هم گروهیام خواستن برن بیرون منم چون خسته بودم نرفتم و میخواستم عصر با گوهارا برم بیرون شام بخورم
از اتاق تمرین که اومدم بیرون یادم افتاد استادم کارم داشت

ا/ت : ای وای نزدیک بود یادم بره کارم داشت بزار برم ببینم چی میگه تا دیر نشده

ویو ا/ت
بدو بدو رفتم داخل اتاق استادم و سلام کردم

استاد : سلام ا/ت بشین اینجا

....

استاد: ا/ت جان تو قبلا گفته بودی که میخوای از گروه بری درسته؟
ا/ت : بله . و شما قول دادین که برام یه گروه رو پیدا کنید که منو قبول کنه
استاد: ا/ت آرمی بودی؟
ا/ت: بله چرا؟
استاد: خب بگم جو گیر نشو ولی گروه بی تی اس به یه دنسر زن نیاز دارن و منم اسم تورو بهشون دادم قبول میکنی بری دیگه درسته؟
ا/ت : چییی؟ استاد ولی این شوخیه جالبی نیست


ادامه داره حتما حمایت کن
لایکا ۱۰ تا نشه پارت بعدی نمیزارم دستم شکست بعد تو نمیخوای لایک کنی؟🥺
دلت میاد؟ واقعا که🥺
دیدگاه ها (۶)

(پارت دوم)با اینکه ۱۰ لایک نشد ولی میزارم چون خوش قلبم 😎🤓است...

عاشقش میمونم و نظرت برام مهم نیست😁حمایت؟🙃

خب بهتون گفته بودم که میخوام سناریوم بنویسم و اون پست لایک ب...

اهم بله بله 😎😚حمایت؟🙃

Mafia lave پارت ششم

وانشات فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط