{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏چای ریختم،

‏چای ریختم،
یک نبات نی‌دار گذاشتم تو استکان و شروع کردم آروم آروم چرخوندن...
وقتی کاملا حل شد دیدم چای دیگه سرد شده...
زندگی همینه...
همیشه دیره...
دیدگاه ها (۱)

تو کنار من و من از همه آرام‌ترم !تو به یاد من و من فکر رها س...

بعــد از تـومـن کھ هیـچ،تمـامِ گلفـروش هاے پشـتِ چـراغ هـم،ب...

انگار که خداوندمعشوقه ای داشته باشدانگار که معشوقه اش ترکش ک...

تو کنار من و من از همه آرام‌ترم !تو به یاد من و من فکر رها س...

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

P⁴

قاتل زنجیرای من 🩸⛓️[21]همینجوری کتاب رو باز کردم شروع خوندنش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط